صادق آل محمد صلی الله علیه و آله

نمایش مستند ومستدل زیبایی های دین***استفاده از مطالب وبلاگ هیچ مشکلی ندارد

صادق آل محمد صلی الله علیه و آله

نمایش مستند ومستدل زیبایی های دین***استفاده از مطالب وبلاگ هیچ مشکلی ندارد

صادق  آل محمد صلی الله علیه و آله

خدا را شکر مولایم علی شد.

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۸ فروردين ۹۶، ۲۳:۰۵ - ABOLFAZL :.
    لایک
  • ۲۹ بهمن ۹۵، ۱۱:۲۹ - محمد طاها حقیرابراهیم ابادی
    عالی
  • ۲۱ دی ۹۵، ۲۰:۲۸ - محمد طاها حقیرابراهیم ابادی
    فقط خاتمی+++
  • ۸ دی ۹۵، ۲۰:۱۱ - محمد طاها حقیرابراهیم ابادی
    +++

۱۸ مطلب با موضوع «امام صادق علیه السلام» ثبت شده است

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۵۵
سعید پارسا ارسنجانی


شما از کدام

دسته از افراد هستید ؟ از آنهایی که دوست دارند فقط از آنها تعریف بشود؟

بعضیها اینطورند و هیچگاه نمی خواهند کسی از آنها عیب و ایرادی بگیرند

و کلا عاشق تعریف و تمجیدند.

فکر می کنید این روش خوبی است که انسان از عیوب خودش بی خبر باشه و دلش به تعریف و تمجید دیگران خوش باشه؟

فکر کنید توی دست شما یک عدد سنگ باشه و همه دوستان شما به شما بگویند طلاست.

آیا این گفته دوستان شما واقعیت را تغییر می دهد؟

قطعا نه ؟

فقط سخنی گفته شده که شما خوشتان آید

البته آدم باید جنبه اش را داشته باشه و عیب کسی را جلوی دیگران به او تذکر ندهد

بلکه به صورت پنهانی و خصوصی گفته شود تا آبروی فرد مقابل هم حفظ شود.

به هر حال این را بدانید که دوستی به درد شما می خورد که عیب های شما را به شما بگوید تا شما

با فهمیدن عیب هایتان آنها را اصلاح کنید

در واقع چنین دوستی مثل آینه است که لکه کثیفی را در صورت شما نشان می دهد

شما از کار آینه ناراحت نمی شوید بل

که خوشحال هم می شوید که آینه ای داشتید که عیب شمارا قبل از اینکه دیگران بفهمند به شما

نشان داد تا شما اصلاحش کنید

بنابراین شما هم از داشتن چنین دوستی خوشحال باشید.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۰۱
سعید پارسا ارسنجانی

ﻗﺎﻝ ﺍﻟﺎﻣﺎﻡ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ - ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ -:

ﺍﻥ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﺣﻲ ﻟﻢ ﻳﻤﺖ ﻭ ﺍﻧّﻪ ﻳﺠﺮﻱ ﻛﻤﺎ ﻳﺠﺮﻱ ﺍﻟﻠﻴﻞ ﻭ ﺍﻟﻨﻬﺎﺭ ﻭ ﻛﻤﺎ ﻳﺠﺮﻱ ﺍﻟﺸﻤﺲ ﻭ ﺍﻟﻘﻤﺮ ﻭ ﻳﺠﺮﻱ ﻋﻠﻲ ﺍﺧﺮﻧﺎ ﻛﻤﺎ ﻳﺠﺮﻱ ﻋﻠﻲ ﺍﻭﻟﻨﺎ.

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ - ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ - ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: 

ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺘﻲ ﻛﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻤﻲ ﻣﻴﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺘﻲ ﻛﻪ ﺟﺎﺭﻱ ﻣﻲ‌ﺷﻮﺩ ﻣﺜﻞ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻭ ﻣﺜﻞ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﻭ ﻣﺎﻩ ﻭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻲ‌ﻛﻨﺪ ﺑﺮ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻣﺎ (ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ)، ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﺟﺎﺭﻱ ﻣﻲ‌ﺷﻮﺩ ﺑﺮ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻣﺎ. «ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻟﺄﻧﻮﺍﺭ، ﺝ 35، ﺹ 403» 

-بانک احادیث اهل بیت علیهم السلام


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۵ ، ۲۱:۰۰
سعید پارسا ارسنجانی

ﺣﺪﻳﺚ17 ﻗﺎﻝ ﺍﻟﺎﻣﺎﻡ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ - ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ -:

ﻣﻦ ﺍﻭﺗﻲ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﻭ ﺍﻟﺎﻳﻤﺎﻥ ﻓﻤﺜﻠﻪ ﺍﻟﺎ ﺗﺮﺟّﻪ ﺭﻳﺤﻬﺎ ﻃﻴﺐ ﻭ ﻃﻌﻤﻬﺎ ﻃﻴﺐ ﻭ ﺍَﻣَﺎ ﺍﻟﺬﻱ ﻟﻢ ﻳﺆﺕ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﻭ ﺍﻟﺎﻳﻤﺎﻥ ﻣﺜﻠﻪ ﺍﻟﺤﻨﻈﻠﻪ ﻃﻌﻤﻬﺎ ﺳﺮّ ﻭ ﻟﺎﺭﻳﺢ ﻟﻬﺎ.

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ - ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ - ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:

ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻋﻄﺎ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺜﻞ ﺍﻭ ﻣﺜﻞ ﺗﺮﻧﺞ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻮﻱ ﺁﻥ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻃﻌﻢ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺧﻮﺏ ﻭ ﭘﺎﻙ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻋﻄﺎ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺜﻞ ﺁﻥ ﻣﺜﻞ ﻣﻴﻮﻩ ﺣﻨﻈﻠﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻃﻌﻢ ﺁﻥ ﺗﻠﺦ ﻭ ﺑﻮﻳﻲ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ

. «ﺍﻟﻜﺎﻓﻲ، ﺝ 2، ﺹ 442» 


۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۵ ، ۱۸:۰۶
سعید پارسا ارسنجانی

ﻗﺎﻝ ﺍﻟﺎﻣﺎﻡ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ - ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ -: ﻋﻠﻴﻜﻢ ﺑﺘﻠﺎﻭﺓ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﻓﺎﻥ ﺩﺭﺟﺎﺕ ﺍﻟﺠﻨﺔ ﻋﻠﻲ ﻋﻮﺩ ﺁﻳﺎﺕ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﻓﺎﺫﺍ ﻛﺎﻥ ﻳﻮﻡ ﺍﻟﻘﻴﺎﻣﺔ ﻳﻘﺎﻝ ﻟﻘﺎﺭﻱ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﺍﻗﺮﺃ ﻭ ﺍﺭﻕ.

 ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ - ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ - ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:

: ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺩ ﺑﻪ ﺗﻠﺎﻭﺕ ﻗﺮﺁﻥ، ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺘﻲ ﻛﻪ ﺩﺭﺟﺎﺕ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺁﻳﺎﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﻛﺮﻳﻢ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺑﺮﭘﺎ ﺷﻮﺩ، ﺑﻪ ﻗﺎﺭﻱ ﻗﺮﺁﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ‌ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﻭ ﺑﺎﻟﺎ ﺑﺮﻭ. 

. «ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻟﺄﻧﻮﺍﺭ، ﺝ 62، ﺹ 370» 



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۵ ، ۱۷:۰۰
سعید پارسا ارسنجانی

در فراز سوم از دعای شریف اللهم ادخل علی اهل القبور از خدای متعال در خواست می کنیم که بار خدایا همه گرسنگان را سیر بفرما.

اَللّهُمَّ اَشْبِعْ کُلَّ جایِعٍ

چه بسا افرادی که به هر دلیلی به نان شب خویش و خانواده خود محتاجند و توان سیر کردن شکم خود و افراد زیر دست خود را ندارند.

اینها چه باید کنند. آیا باید بمیرند؟ آیا برای سیر نمودن شکم خویش و فرزندان خود باید به هر کار پستی تن دهند؟

آیا جامعه مسلمانان هیچ تعهدی نسبت به اشان ندارند؟

آیا می شود با شکم سیر و انباشته از غذاهای رنگارنگ به بستر رفت و آرمید و در فکر گرسنگان نبود؟

در چنین حالی چه تفاوتی بین انسان و حیوانات خواهد بود؟

حیوانات نیز با شکم سیر می خوابند و توجهی به گرسنگی هم نوع خویش ندارند.

یکی از دلایل واجب شدن روزه این است که ثروت مندان نیز طعم گرسنگی فقرا را بچشند.

آری ثروت مندان هر زمانی که اراده کنند غذای مورد نظر خود را تهیه می کنند و می خورند و هیچ وقت طعم گرسنگی را نمی چشند.

خدای متعال با واجب کردن روزه گرسنگی را به ایشان می چشاند تا فقرا را درک کنند.

« البته ممکن است با توصیف حال گرسنگان و محرومان، سیران را متوجه حال گرسنگان ساخت، ولى اگر این مساله جنبه حسى و عینى به خود بگیرد اثر دیگرى دارد، روزه به این موضوع مهم اجتماعى رنگ حسى مى‏دهد، لذا در حدیث معروفى از امام صادق ع نقل شده که" هشام بن حکم" از علت تشریع روزه پرسید، امام ع فرمود:

روزه به این دلیل واجب شده است که

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۰
سعید پارسا ارسنجانی

اینکه انسان با چشم وگوش بسته و به خاطر تعصبات بی جا و کورکورانه از کسی یا حزب و گروهی حمایت کند به هیچ وجه درست نیست.

نه از لحاظ منطق و عقل سالم درست است و نه از منظر شرع.

آخر کدام انسان عاقل یا دین دار از تمام کارهای طرفدارانش حمایت می کند

آیا این خود نوعی بردگی نیست

یعنی من که از کارهای اطرافیانم به خاطر نسبتی که با من دارند حمایت می کنم

و توجهی به کیفیت و نوع کار او ندارم گویا برده ایشان هستم که باید بدون چون و چرا از افعال نزدیکانم حمایت کنم

آری این همان جاهلیت مدرن است

این کار انسان را از بندگی خدا بیرون می کند و به بندگی هزاران خدای ساختگی وارد می کند

این کار آزادگی را از انسان می گیرد و طوق بندگی شیطان را به گردن او می اندازد

چنین کسانی که از چیزی طرفداری نا بجا می کنند باید پاسخگوی اعمال اطرافیان خویش نیز باشند

همان هایی که به خاطر وابستگی و تعصبات بی منطق روی کار آمده اند و با طرفداری بی جای ما قدرت گرفتند و به دلیل همین حمایت هر کار خطایی را مرتکب شده اند

و چه زیبا فرمود امام بر حق ناطق که

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۰۰
سعید پارسا ارسنجانی

 


در طب امروز و همچنین طب قدیم، اثر معجزه ‏آساى" امساک" در درمان انواع بیماریها به ثبوت رسیده و قابل انکار نیست، کمتر طبیبى است که در نوشته ‏هاى خود اشاره‏ اى به این حقیقت نکرده باشد، زیرا مى‏ دانیم عامل بسیارى از بیماریها زیاده روى در خوردن غذاهاى مختلف است، چون مواد اضافى، جذب نشده به صورت چربیهاى مزاحم در نقاط مختلف بدن، یا چربى و قند اضافى در خون باقى مى‏ ماند، این مواد اضافى در لابلاى عضلات بدن در واقع لجنزارهاى متعفنى براى پرورش انواع میکربهاى بیمارى‏هاى عفونى است، و در این حال بهترین راه

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۰
سعید پارسا ارسنجانی


بر کسى پوشیده نیست. روزه یک درس مساوات و برابرى در میان افراد اجتماع است، با انجام این دستور مذهبى، افراد متمکن هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس در مى‏یابند، و هم‏ با صرفه‏جویى در غذاى شبانه روزى خود مى‏توانند به کمک آنها بشتابند.

البته ممکن است با توصیف حال گرسنگان و محرومان، سیران را متوجه حال گرسنگان ساخت، ولى اگر این مساله جنبه حسى و عینى به خود بگیرد اثر دیگرى دارد، روزه به این موضوع مهم اجتماعى رنگ حسى مى‏دهد، لذا در حدیث معروفى

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۰
سعید پارسا ارسنجانی

این درست هست که انسان باید برای گذران امورزندگی خودش تلاش کنه تا دستش جلوی مرد و نامرد دراز نشود

اما اینکه ماتمام تلاش و هم و غم خودمون را صرف رسیدن به امور دنیایی کنیم کار صحیحی نیست

این گونه کار ها نه تنها برای انسان راحتی و آرامش نمیاره بلکه موجب غم و غصه هم خواهد شد

اینکه آدم بداند که در روز چقدر غذا می خوره و به چه لباسی احتیاج داره و ...موجب میشه که تا اندازه ای

خودش را کنترل کند و پا را از گلیم خودش دراز تر نکند

اگر پرداختن به دنیا و کار های دنیایی  واقعا برای رفع نیاز و برآورده شدن حاجات ضروری زندگی باشد

نه تنها عیبی ندارد بلکه عبادت هم محسوب می شود

فقط باید حواسش باشه که دستش به حرام آلوده نشود

انسان کی می خواهد با خبر شود که این دنیا مقصد نیست و نباید تمام همت اش را صرف آن کند

چقدر کارخانه داردها هستن که می توانند حقوق کارگران خود را به گونه ای بپردازند که ایشان هم راضی باشند

ولی به خاطر شدت علاقه به دنیا حاضر نیستند همان حقوق ناچیز زیر دستان خود را بدهند

از بیم آنکه حساب های میلیاردی شان اندکی تکان  خورد.

تصورکنید که تمام انسانها این حدیث زیبای امام صادق را سر لوحه کار های خویش قرار دهند

آیا دنیا گلستان نخواهد شد؟

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۰
سعید پارسا ارسنجانی

بعضیها فقط گناهان دیگران را می بینند و به دنبال افشای سر دیگران هستند و گناهان خود را نادیده می گیرند گویا فقط باید در پی تفتیش عیوب غیر خودشان باشند غافل از اینکه شاید کسانی که گناهی مرتکب شده اند توبه کنند ولی خودش با غفلت از حسابرسی خودش، رو به سقوط رود و بدین ترتیب مصداق این فرموده زیبای امام صادق علیه السلام شود که فرمودند:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۱۸
سعید پارسا ارسنجانی

قدر شیعه بودن خود ر ا بدانید و نماز را که ستون دین است سبک نشمارید که امام صادق علیه السلام فرمودند:


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۵۶
سعید پارسا ارسنجانی

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: إِیَّاکُمْ وَ دَعْوَةَ الْمَظْلُومِ،فَإِنَّهَا تُرْفَعُ فَوْقَ السَّحَابِ حَتّى‏ یَنْظُرَ اللَّهُ- عَزَّ وَ جَلَّ- إِلَیْهَا، فَیَقُولَ: ارْفَعُوهَا حَتّى‏ أَسْتَجِیبَ لَهُ وَ إِیَّاکُمْ وَ دَعْوَةَ الْوَالِدِ، فَإِنَّهَا أَحَدُّ مِنَ‏ السَّیْفِ‏».[1][2]

امام صادق علیه السلام فرمودند:

از دعای مظلوم بترسید زیرا دعای مظلوم بدون هیچ مانعی بالا می رود تا خداوند  به آن نظر کند.خداوند می فر ماید دعای او را بالا آورید تا آن را به اجابت رسانم و نیز از نفرین پدر بترسید که نفرین او از شمشیر برنده تر است..

یعنی-زود اثر می کند-چون پدر ها دیر به خشم میآیند و به این زودی راضی نمی شوند فرزند خود را نفرین کنند اما اگر کارد به استخوانش رسید و نفرین کرد بدانید که کار خودش را می کند-بعضی ها فکر کردند هر طوری که خواستند می توانند با پدر وو مادر خود رفتار کنند.

حواسمان باشد به کسی ظلم نکنیم به ویژه پدر و مادر.



[1] ( 8). الجعفریّات، ص 186، بسند آخر عن جعفر بن محمّد، عن آبائه علیهم السلام عن رسول اللَّه صلى الله علیه و آله الوافی، ج 9، ص 1532، ح 8704؛ الوسائل، ج 7، ص 128، ح 8916.

[2] کلینى، محمد بن یعقوب، کافی (ط - دار الحدیث) - قم، چاپ: اول، ق‏1429.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۳۰
سعید پارسا ارسنجانی

مومن کیست؟ وظیفه اش چیست؟ / ترجمه المؤمن، ص: 81

باب 4- حقّ مؤمن بر برادرش‏
 از معلّى بن خنیس نقل شده است که گفت:

در محضر امام صادق عَلَیْهِ السَّلَامُ عرضه داشتم: حق مؤمن بر مؤمن چیست؟

حضرت فرمود: همانا من نسبت به تو دلسوزم، مى ترسم فراگیرى و عمل نکنى و بدون آن که حفظ و رعایت نمایى از دست بدهى. اظهار داشتم: تحولى و نیرویى نیست مگر به وسیله خداوند متعال.

فرمود: مؤمن هفت نوع حق بر مؤمن دارد که واجب و حتمى مى باشد. چنانچه یکى از آنها پایمال گردد از ولایت خداوند خارج گشته و ترک طاعت او کرده است و و هیچ حظ و بهره‏اى از آن نمى برد.

(اولین و) و ساده‏ترین حقوق این است که آن چه را براى خود دوست دارى براى او دوست داشته باشى و آنچه براى خود ناپسند و زشت مى‏دانى براى او هم ناپسند دانى.

دوم او را (با تمام وجود اعم از) جسم مال و ثروت، زبان، دست و پا کمک نموده و دریغ نورزى.

سوم: در خوشنود شدن او گام بردارى و از هر گونه ایجاد ناراحتى برایش اجتناب نموده و فرمانبر خواسته‏هاى (مشروع) او باشى.

چهارم چشم بینا راهنماى آشنا و آئینه (روشن و بیانگر عیب‏ها و زشتى‏هاى او) باشى.


پنجم مبادا تو سیر باشى و او گرسنه، تو سیر آب و او تشنه، تو پوشیده از لباس و او برهنه باشد! ششم تو داراى خدمتکار و او بدون خادم، تو داراى همسر باشى که در امور زندگى تو را کمک و یار باشد ولى او بدون همسر و بدون یار باشد، (پس اگر چنین حالتى باشد) خادم خود را نزد او فرست تا لباس‏هایش را بشئید، خوراکش را آماده سازد، فرش و رختخواب او را مهیّا نماید.

هفتم سوگند او را تصدیق، دعوتش را اجابت، در مریضى و ناراحتیش عیادت و دلجویى در تجهیز و تشییع جنازه‏اش همکارى و مشایعت نمایى، و چنانچه خواسته‏اى داشته باشد بر انجام آن مبادرت نموده، و مبادا کارى کنى که مجبور شود رو بیندازد و تقاضاى کمک نماید. اگر چنین حقوقى را رعایت نمایى ولایت تو با او و او با تو پیوسته و محکم گشته است.

همچنین از معلى به این مضمون روایت شده و در آن آمده است: پس اگر چنین کارى را انجام دهى پیوند ولایت و محبت تو به ولایت خداوند تحقق یافته است.



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۴ ، ۰۸:۲۷
سعید پارسا ارسنجانی


السلام علیک یا جعفر بن محمد الصادق 
سالروز شهادت امام جعفر صادق علیه السلام بر تمام مسلمانان جهان تسلیت باد

همان که غربتش از قبر خاکى ‏اش پیداست
امام صادق شیعه سلاله زهراست
ز بسکه کینه و غربت به هم موافق شد
*********************************
هدف به تیر جسارت امام صادق شد
دلم هواى بقیع دارد و غم صادق
عزا گرفته دل من ز ماتم صادق
دوباره بیرق مشکى به دست دل گیرم
زنم به سینه که آمد محرم صادق

امروز تقویم ها در سکوت خود فقدان تو را به سوگ نشسته اند،امروز شهادت جانسوز ششمین شمع روشنگر،وصی پیغمبر،ناصر احکام خدا،تجسم اخلاص،صبر،بردباری و دریای عمیق علوم لدنی،صادق آل محمد(ص)است. 65 سال عاشقانه زیست و 34 سال را صادقانه امامت کرد آنگونه که رؤسای مذاهب در محضرش زانوی ادب می زدندو وقتی که بزرگواری و صداقتش مثل آفتاب اول صبح می درخشید حتی کوردل ترین و سرکش ترین دشمنان خدا به مقام شامخ او اعتراف می کردند.کوهی از وقار بود،اقیانوسی از حکمت و فضیلت،دارای علمی بسیار و ادبی کامل،گستره ای از رحمت و عبادت که لحظه لحظه حیاتش از یاد و نام خدا سبز و سرشار بود.عدالت را از پدرش امیرالمؤمنین(ع) به ارث برده بود،در نیمه شب های تاریک مدینه با کوله باری از هدیه،مستمندان و بینوایان را دلشاد می ساخت.اما اندک اندک دیگر لحظه های واپسین فرا رسیده،اکنون فرزند دیگری از خاندان آل عبا و عالم دین خدا زهر تلخ دسیسه های پلیدان را می نوشد،اینک خوشه های زهرآگین کینه منصور دوانیقی،قلب سپیدش را هزار پاره کرده است.آری،روزگار منصور از زهر او تلخ تر بود،زهری که آخرین نفس ها را از رئیس مذهب شیعه گرفت،از این ماتم و داغ سنگین و جانسوز چشم ملائک خون گریه کرد.آری دیگر ماه صادقانه ستاره ها طلوع نخواهد کرد،دیگر نیمه های شب مأمورین سیاهدل عباسی،از دیوارهای خانه ولایت بالا نمی روند و جانشین خدا را از سجاده نماز،«همان نمازی که خود حضرت در آخرین وصیت خویش فرمودند:به شیعیان ما بگویید شفاعت ما به آنان که نماز را سبک می شمارند نخواهد رسید»،با سر و پای برهنه به دربار جور نمی برند.هنوز کوچه پس کوچه های مدینه و عراق به یاد او هستند و داد مظلومیت سر می دهند،خاک بقیع مناجات های شبانه اش را فریاد می زند و سنگ هایش اشک خشکیده اش را به تفسیر می کشند.هنوز بوی کلاس های باصفایش به مشام می رسد،ای امام علم و دیانت هنوز درس و مدرسه با یاد تو شروع می شود،ای آموزگار مکتب ارشاد،چقدر شاگرد داشتی ولی افسوس که چقدر تنها بودی.
مختصری از زندگانى‌ حضرت امام صادق (ع)
حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السلام‌ رئیس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( شیعه‌ ) در روز 17ربیع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجرى‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود . 
پدرش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بکر مى‌باشد. 
کنیه‌ آن‌ حضرت‌ : "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" است‌ . حضرت‌ صادق‌ تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گرامیش‌ حضرت‌ سجاد بود و مسلما تربیت اولیه‌ او تحت‌ نظر آن‌ بزرگوار صورت‌ گرفته‌ و امام‌ (ع‌) از خرمن‌ دانش‌ جدش‌ خوشه‌چینى‌ کرده‌ است‌ 
پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال‌ نیز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) زندگى‌ کرد و با این‌ ترتیب‌ 31 سال‌ از دوران‌ عمر خود را در خدمت‌ جد و پدر بزرگوار خود که‌ هر یک‌ از آنان‌ در زمان‌ خویش‌ حجت‌ خدا بودند ، و از مبدأ فیض‌ کسب‌ نور مى‌نمودند گذرانید . 
دوران قبل از امامت:
در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفا دار و با بصیرت بود. امام باقر در مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث، زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است. 
امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31 سالگی به امامت رسید. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت امویان که در سال 132 به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت عباسیان. 
عصر امام‌ صادق‌ (ع):
عصر امام‌ صادق‌ (ع‌) یکى‌ از طوفانى‌ترین‌ ادوار تاریخ‌ اسلام‌ است‌ که‌ از یک‌ سواغتشاشها و انقلابهاى‌ پیاپى‌ گروههاى‌ مختلف‌ ، بویژه‌ از طرف‌ خونخواهان‌ امام‌ حسین‌ (ع‌) رخ‌ مى‌داد ، که‌ انقلاب‌ "ابو سلمه‌" در کوفه‌ و "ابو مسلم‌" در خراسان‌ و ایران‌ از مهمترین‌ آنها بوده‌ است‌ . و همین‌ انقلاب‌ سرانجام‌ حکومت‌ شوم‌ بنى‌ امیه‌ را برانداخت‌ و مردم‌ را از یوغ‌ ستم‌ و بیدادشان‌ رها ساخت‌ . لیکن‌ سرانجام‌ بنى‌ عباس‌ با تردستى‌ و توطئه‌ ، بناحق‌ از انقلاب‌ بهره‌ گرفته‌ و حکومت‌ و خلافت‌ را تصاحب‌ کردند . دوره‌ انتقال‌ حکومت‌ هزار ماهه‌ بنى‌ امیه‌ به‌ بنى‌ عباس‌ طوفانى‌ترین‌ و پر هرج‌ و مرج‌ ترین‌ دورانى‌ بود که‌ زندگى‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) را فراگرفته‌ بود . 
و از دیگر سو عصر آن‌ حضرت‌ ، عصر برخورد مکتبها و ایدئولوژیها و عصر تضاد افکار فلسفى‌ و کلامى‌ مختلف‌ بود ، که‌ از برخورد ملتهاى‌ اسلام‌ با مردم‌ کشورهاى‌ فتح‌ شده‌ و نیز روابط مراکز اسلامى‌ با دنیاى‌ خارج‌ ، به‌ وجود آمده‌ و در مسلمانان‌ نیز شور و هیجانى‌ براى‌ فهمیدن‌ و پژوهش‌ پدید آورده‌ بود . 
جنبش‌ علمى‌
اختلافات‌ سیاسى‌ بین‌ امویان‌ و عباسیان‌ و تقسیم‌ شدن‌ اسلام‌ به‌ فرقه‌هاى‌ مختلف‌و ظ‌هور عقاید مادى‌ و نفوذ فلسفه‌ یونان‌ در کشورهاى‌ اسلامى‌ ، موجب‌ پیدایش‌ یک‌ نهضت‌ علمى‌ گردید . نهضتى‌ که‌ پایه‌هاى‌ آن‌ بر حقایق‌ مسلم‌ استوار بود . چنین‌ نهضتى‌ لازم‌ بود ، تا هم‌ حقایق‌ دینى‌ را از میان‌ خرافات‌ و موهومات‌ و احادیث‌ جعلى‌ بیرون‌ کشد و هم‌ در برابر زندیقها و مادیها با نیروى‌ منطق‌ و قدرت‌ استدلال‌ مقاومت‌ کند و آراى‌ سست‌ آنها را محکوم‌ سازد . گفتگوهاى‌ علمى‌ و مناظ‌رات‌ آن‌ حضرت‌ با افراد دهرى‌ و مادى‌ مانند "ابن‌ ابى‌ العوجاء" و "ابو شاکر دیصانى‌" و حتى‌ "ابن‌ مقفع‌" معروف‌ است‌ .
به‌ وجود آمدن‌ چنین‌ نهضت‌ علمى‌ در محیط آشفته‌ و تاریک‌ آن‌ عصر ، کار هر کسى‌ نبود ، فقط کسى‌ شایسته‌ این‌ مقام‌ بزرگ‌ بود که‌ مأموریت‌ الهى‌ داشته‌ باشد و از جانب‌ خداوند پشتیبانى‌ شود ، تا بتواند به‌ نیروى‌ الهام‌ و پاکى‌ نفس‌ و تقوا وجود خود را به‌ مبدأ غیب‌ ارتباط دهد ، حقایق‌ علمى‌ را از دریاى‌ بیکران‌ علم‌ الهى‌ به‌ دست‌ آورد ، و در دسترس‌ استفاده‌ گوهرشناسان‌ حقیقت‌ قرار دهد .
تنها وجود گرامى‌ حضرت‌ صادق‌ (ع‌) مى‌توانست‌ چنین‌ مقامى‌ داشته‌ باشد ، تنها امام‌ صادق‌ (ع‌) بود که‌ با کناره‌گیرى‌ از سیاست‌ و جنجالهاى‌ سیاسى‌ از آغاز امامت‌ در نشر معارف‌ اسلام‌ و گسترش‌ قوانین‌ و احادیث‌ راستین‌ دین‌ مبین‌ و تبلیغ‌ احکام‌ و تعلیم‌ و تربیت‌ مسلمانان‌ کمر همت‌ بر میان‌ بست‌ . 
زمان‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) در حقیقت‌ عصر طلایى‌ دانش‌ و ترویج‌ احکام‌ و تربیت‌ شاگردانى‌ بود که‌ هر یک‌ مشعل‌ نورانى‌ علم‌ را به‌ گوشه‌ و کنار بردند و در "خودشناسى‌" و "خداشناسى‌" مانند استاد بزرگ‌ و امام‌ بزرگوار خود در هدایت‌ مردم‌ کوشیدند . 

در همین‌ دوران‌ درخشان‌ - در برابر فلسفه‌ یونان‌ - کلام‌ و حکمت‌ اسلامى‌ رشد کرد و فلاسفه‌ و حکماى‌ بزرگى‌ در اسلام‌ پرورش‌ یافتند . همزمان‌ با نهضت‌ علمى‌ و پیشرفت‌ دانش‌ بوسیله‌ حضرت‌ صادق‌ (ع) در مدینه‌ ، منصور خلیفه‌ عباسى‌ که‌ از راه‌ کینه‌ و حسد ، به‌ فکر ایجاد مکتب‌ دیگرى‌ افتاد که‌ هم‌ بتواند در برابر مکتب‌ جعفرى‌ استقلال‌ علمى‌ داشته‌ باشد و هم‌ مردم‌ را سرگرم‌ نماید و از خوشه‌چینى‌ از محضر امام‌ (ع‌) بازدارد . 
بدین‌ جهت‌ منصور مدرسه‌اى‌ در محله‌ "کرخ‌" بغداد تأسیس‌ نمود . منصور در این‌ مدرسه‌ از وجود ابو حنیفه‌ در مسائل‌ فقهى‌ استفاده‌ نمود و کتب‌ علمى‌ و فلسفى‌ را هم‌ دستور داد از هند و یونان‌ آوردند و ترجمه‌ نمودند ، و نیز مالک‌ را - که‌ رئیس‌ فرقه‌ مالکى‌ است‌ - بر مسند فقه‌ نشاند ، ولى‌ این‌ مکتبها نتوانستند وظ‌یفه‌ ارشاد خود را چنانکه‌ باید انجام‌ دهند . 
امام‌ صادق‌ (ع‌) مسائل‌ فقهى‌ و علمى‌ و کلامى‌ را که‌ پراکنده‌ بود ، به‌ صورت‌ منظم‌ درآورد ، و در هر رشته‌ از علوم‌ و فنون‌ شاگردان‌ زیادى‌ تربیت‌ فرمود که‌ باعث‌ گسترش‌ معارف‌ اسلامى‌ در جهان‌ گردید . دانش‌گسترى‌ امام‌ (ع‌) در رشته‌هاى‌ مختلف‌ فقه‌ ، فلسفه‌ و کلام‌ ، علوم‌ طبیعى‌ و ... آغاز شد . فقه‌ جعفرى‌ همان‌ فقه‌ محمدى‌ یا دستورهاى‌ دینى‌ است‌ که‌ از سوى‌ خدا به‌ پیغمبر بزرگوارش‌ از طریق‌ قرآن‌ و وحى‌ رسیده‌ است‌ . 
بر خلاف‌ سایر فرقه‌ها که‌ بر مبناى‌ عقیده‌ و رأى‌ و نظر خود مطالبى‌ را کم‌ یا زیاد مى‌کردند ، فقه‌ جعفرى‌ توضیح‌ و بیان‌ همان‌ اصول‌ و فروعى‌ بود که‌ در مکتب‌ اسلام‌ از آغاز مطرح‌ بوده‌ است‌ . ابو حنیفه‌ رئیس‌ فرقه‌ حنفى‌ درباره‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) گفت‌ : من‌ فقیه‌تر از جعفرالصادق‌ کسى‌ را ندیده‌ام‌ و نمى‌شناسم‌ . فتواى‌ بزرگترین‌ فقیه‌ جهان‌ تسنن‌ شیخ‌ محمد شلتوت‌ رئیس‌ دانشگاه‌ الازهر مصر که‌ با کمال‌ صراحت‌ عمل‌ به‌ فقه‌ جعفرى‌ را مانند مذاهب‌ دیگر اهل‌ سنت‌ جایز دانست‌ - در روزگار ما - خود اعترافى‌ است‌ بر استوارى‌ فقه‌ جعفرى‌ و حتى‌ برترى‌ آن‌ بر مذاهب‌ دیگر . و اینها نتیجه‌ کار و عمل‌ آن‌ روز امام‌ صادق‌ (ع‌) است‌ . 
در رشته‌ فلسفه‌ و حکمت‌ حضرت‌ صادق‌ (ع‌) همیشه‌ با اصحاب‌ و حتى‌ کسانى‌ که‌ از دین‌ و اعتقاد به‌ خدا دور بودند مناظ‌راتى‌ داشته‌ است‌ . نمونه‌اى‌ از بیانات‌ امام‌ (ع‌) که‌ در اثبات‌ وجود خداوند حکیم‌ است‌ ، به‌ یکى‌ از شاگردان‌ واصحاب‌ خود به‌ نام‌ "مفضل‌ بن‌ عمر" فرمود که‌ در کتابى‌ به‌ نام‌ "توحید مفضل‌" هم‌ اکنون‌ در دست‌ است‌ . مناظ‌رات‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) با طبیب‌ هندى‌ که‌ موضوع‌ کتاب‌ "اهلیلجه‌" است‌ نیز نکات‌ حکمت‌آموز بسیارى‌ دارد که‌ گوشه‌اى‌ از دریاى‌ بیکران‌ علم‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) است‌ . براى‌ شناسایى‌ استاد معمولا دو راه‌ داریم‌ ، یکى‌ شناختن‌ آثار و کلمات‌ او ، دوم‌ شناختن‌ شاگردان‌ و تربیت‌شدگان‌ مکتبش‌ . 
کلمات‌ و آثار و احادیث‌ زیادى‌ از حضرت‌ صادق‌ (ع‌) نقل‌ شده‌ است‌ که‌ ما حتى‌ قطره‌اى‌ از دریا را نمى‌توانیم‌ به‌ دست‌ دهیم‌ مگر "نمى‌ از یمى‌" . اما شاگردان‌ آن‌ حضرت‌ هم‌ بیش‌ از چهار هزار بوده‌اند ، یکى‌ از آنها "جابر بن‌ حیان‌" است‌ . جابر از مردم‌ خراسان‌ بود . پدرش‌ در طوس‌ به‌ داروفروشى‌ مشغول‌ بود که‌ به‌ وسیله‌ طرفداران‌ بنى‌ امیه‌ به‌ قتل‌ رسید . جابر بن‌ حیان‌ پس‌ از قتل‌ پدرش‌ به‌ مدینه‌ آمد . ابتدا در نزد امام‌ محمد باقر (ع‌) و سپس‌ در نزد امام‌ صادق‌ (ع‌) شاگردى‌ کرد . جابر یکى‌ از افراد عجیب‌ روزگار و از نوابغ‌ بزرگ‌ جهان‌ اسلام‌ است‌ . 
در تمام‌ علوم‌ و فنون‌ مخصوصا در علم‌ شیمى‌ تألیفات‌ زیادى‌ دارد ، و در رساله‌هاى‌ خود همه‌ جا نقل‌ مى‌کند که‌ (جعفر بن‌ محمد) به‌ من‌ چنین‌ گفت‌ یا تعلیم‌ داد یا حدیث‌ کرد . از اکتشافات‌ او اسید ازتیک‌ (تیزآب‌) و تیزاب‌ سلطانى‌ و الکل‌ است‌ . 
وى‌ چند فلز و شبه‌ فلز را در زمان‌ خود کشف‌ کرد . در دوران‌ "رنسانس‌ اروپا" در حدود 30. رساله‌ از جابر به‌ زبان‌ آلمانى‌ چاپ‌ و ترجمه‌ شده‌ که‌ در کتابخانه‌هاى‌ برلین‌ و پاریس‌ ضبط است‌ . 
حضرت‌ صادق‌ (ع‌) بر اثر توطئه‌هاى‌ منصور عباسى‌ در سال‌ 148 هجرى‌ مسموم‌ و در قبرستان‌ بقیع‌ در مدینه‌ مدفون‌ شد . عمر شریفش‌ در این‌ هنگام‌ 65 سال‌ بود . از جهت‌ اینکه‌ عمر بیشترى‌ نصیب‌ ایشان‌ شده‌ است‌ به‌ "شیخ‌ الائمه‌" موسوم‌ است‌ . 
حضرت‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) هفت‌ پسر و سه‌ دختر داشت‌ . 
پس‌ از حضرت‌ صادق‌ (ع‌) مقام‌ امامت‌ بنا به‌ امر خدا به‌ امام‌ موسى‌ کاظ‌م‌ (ع‌) منتقل‌ گردید . 
دیگر از فرزندان‌ آن‌ حضرت‌ اسمعیل‌ است‌ که‌ بزرگترین‌ فرزند امام‌ بوده‌ و پیش‌ از وفات‌ حضرت‌ صادق‌ (ع‌) از دنیا رفته‌ است‌ . طایفه‌ اسماعیلیه‌ به‌ امامت‌ وى‌ قائلند .
خلق‌ و خوى‌ حضرت‌ صادق‌ (ع)
حضرت‌ صادق‌ (ع‌) مانند پدران‌ بزرگوار خود در کلیه‌ صفات‌ نیکو و سجایاى‌ اخلاقى‌ سرآمد روزگار بود . حضرت‌ صادق‌ (ع‌) داراى‌ قلبى‌ روشن‌ به‌ نور الهى‌ و در احسان‌ و انفاق‌ به‌ نیازمندان‌ مانند اجداد خود بود . داراى‌ حکمت‌ و علم‌ وسیع‌ و نفوذ کلام‌ و قدرت‌ بیان‌ بود . 
با کمال‌ تواضع‌ و در عین‌ حال‌ با نهایت‌ مناعت‌ طبع‌ کارهاى‌ خود را شخصا انجام‌ مى‌داد ، و در برابر آفتاب‌ سوزان‌ حجاز بیل‌ به‌ دست‌ گرفته‌ ، در مزرعه‌ خود کشاورزى‌ مى‌کرد و مى‌فرمود : اگر در این‌ حال‌ پروردگار خود را ملاقات‌ کنم‌ خوشوقت‌ خواهم‌ بود ، زیرا به‌ کد یمین‌ و عرق‌ جبین‌ آذوقه‌ و معیشت‌ خود و خانواده‌ام‌ را تأمین‌ مى‌نمایم‌ . 
ابن‌ خلکان‌ مى‌نویسد : امام‌ صادق‌ (ع‌) یکى‌ از ائمه‌ دوازده‌گانه‌ مذهب‌ امامیه‌ و از سادات‌ اهل‌ بیت‌ رسالت‌ است‌ . از این‌ جهت‌ به‌ وى‌ صادق‌ مى‌گفتند که‌ هر چه‌ مى‌گفت‌ راست‌ و درست‌ بود و فضیلت‌ او مشهورتر از آن‌ است‌ که‌ گفته‌ شود . مالک‌ مى‌گوید : با حضرت‌ صادق‌ (ع‌) سفرى‌ به‌ حج‌ رفتم‌ ، چون‌ شترش‌ به‌ محل‌ احرام‌ رسید ، امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) حالش‌ تغییر کرد ، نزدیک‌ بود از مرکب‌ بیفتد و هر چه‌ مى‌خواست‌ لبیک‌ بگوید ، صدا در گلویش‌ گیر مى‌کرد . به‌ او گفتم‌ : اى‌ پسر پیغمبر ، ناچار باید بگویى‌ لبیک‌ ، در جوابم‌ فرمود : چگونه‌ جسارت‌ کنم‌ و بگویم‌ لبیک‌ ، مى‌ترسم‌ خداوند در جوابم‌ بگوید : لا لبیک‌ ولا سعدیک‌ .
آثار امام صادق (ع):
غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، کتابت مستقیم خود ایشان نیست و غالبا املای امام (ع) یا بازنوشت بعدی مجالس ایشان است. بعضی از آثار نیز منصوب است و قطعی الصدور نیست.
1. از آثار مکتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشی (غیر از نجاشی رجالی) است. نجاشی صاحب رجال معتقد است که تنها تصنیفی که امام به دست خود نوشته اند همین اثر است. 
2. رساله ای که شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روایت کرده است شامل مباحث فقه و کلام .
3. کتاب معروف به توحید مفضل، در مباحث خداشناسی و رد دهریه که املاء امام (ع) و کتاب مفضل بن عمر جعفی است.
4. کتاب الاهلیلجه که آن نیز روایت مفضل بن عمر است و همانند توحید مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.
5. مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه که منسوب به امام صادق (ع) و بعضی از محققان شیعه از جمله مجلسی،‌ صاحب وسایل (حرعاملی) و صاحب ریاض العلما، صدور آن را از ناحیه حضرت رد کرده اند.
6. رساله ای از امام (ع) خطاب به اصحاب که کلینی در اول روضه کافی به سندش از اسماعیل بن جابر ابی عبدالله نقل کرده است.
7. رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس که در تحف العقول مندرج است.
8. بعضی رسائل که جابربن حیان کوفی از امام (ع) نقل کرده است.
9. کلمات القصار که بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند که تماما در تحف العقول آمده است.
10. چندین فقره از وصایای حضرت خطاب به فرزندش امام موسی کاظم (ع) سفیان شوری،‌ عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصری،‌ که در حلیه الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده است.

احادیث گهربار منتخب از امام جعفر صادق (ع)
1. حَدیثی حَدیثُ ابى ، وَ حَدیثُ ابى حَدیثُ جَدى ، وَ حَدیثُ جَدّىحَدیثُ الْحُسَیْنِ، وَ حَدیثُ الْحُسَیْنِ حَدیثُ الْحَسَنِ، وَ حَدیثُ الْحَسَنِحَدیثُ امیرِالْمُؤْمِنینَ، وَ حَدیثُ امیرَالْمُؤْمِنینَ حَدیثُ رَسُولِ اللّهِصلّى اللّه علیه و آله و سلّم ، وَ حَدیثُ رَسُولِ اللّهِ قَوْلُ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ.(1)
ترجمه 
فرمود: سخن و حدیث من همانند سخن پدرم مى باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم ، و سخن جدّم نیز مانند سخن حسین و نیز سخن او با سخن حسن یکى است و سخن حسن همانند سخن امیرالمؤمنین علىّ و کلام او از کلام رسول خدا مى باشد، که سخن رسول اللّه به نقل از سخنخداوند متعال خواهد بود. 
2. قالَ علیه السلام : مَنْ حَفِظَ مِنْ شیعَتِنا ارْبَعینَ حَدیثا بَعَثَهُ اللّهُیَوْمَ الْقیامَةِ عالِما فَقیها وَلَمْیُعَذِّبْهُ.(2) 
ترجمه 
فرمود: هرکس از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ کند و به آن ها عمل نماید ،خداوند او را دانشمندى فقیه در قیامت محشور مى گرداند و عذاب نمىشود. 
3. قالَ علیه السلام : قَضا حاجَةِالْمُؤْمِنِ افْضَلُ مِنْ الْفِ حَجَّةٍمُتَقَبَّلةٍ بِمَناسِکِها، وَ عِتْقِ الْفِ رَقَبَةٍ لِوَجْهِ اللّهِ، وَ حِمْلانِالْفِ فَرَسٍ فى سَبیلِ اللّهِ بِسَرْجِها وَلَحْمِها.(3)
ترجمه 
فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندى هاى مؤ من از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادنهزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است. 
4. قالَ علیه السلام : اوَّلُ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُالصَّلاةُ، فَإ نْ قُبِلَتْقُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إ ذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَیْهِ سائِرُعَمَلِهِ.(4)
ترجمه 
فرمود: اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است ، پس اگر نمازش ‍ قبول شودبقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد. 
5. قالَ علیهالسلام : إ ذا فَشَتْ ارْبَعَةٌ ظَهَرَتْ ارْبَعَةٌ: إ ذا فَشا الزِّنا کَثُرَتِالزَّلازِلُ، وَ إ ذا اُمْسِکَتِ الزَّکاةُ هَلَکَتِ الْماشِیَةُ، وَ إ ذا جارَالْحُکّامُ فِى الْقَضا اُمْسِکَ الْمَطَرُ مِنَ السَّما، وَ إ ذا ظَفَرَتِالذِّمَةُ نُصِرُ الْمُشْرِکُونَ عَلَى الْمُسْلِمینَ.(5)
ترجمه 
فرمود: هنگامى که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد چهار نوع بلا و گرفتارى پدید آید: 
چنانچه زنا رایج گردد زلزله و مرگ ناگهانى فراوان شود. 
چنانچه زکات و خمسِ اموال پرداخت نشود حیوانات اهلى نابود شود. 
اگر حاکمان جامعه و قُضات ستم و بى عدالتى نمایند باران رحمت خداوندنمى بارد.
و اگر اهل ذمّه تقویت شوند مشرکین بر مسلمین پیروزآیند. 
6. قالَ علیه السلام : مَنْ عابَ اخاهُ بِعَیْبٍ فَهُوَ مِنْ اهْلِالنّارِ.(6)
ترجمه 
فرمود: هرکس برادر ایمانى خود را برچسبى بزند و او را متّهم کند از اهل آتش خواهدبود. 
7. قالَ علیه السلام : الصَّمْتُ کَنْزٌ وافِرٌ، وَ زَیْنُ الْحِلْمِ، وَسَتْرُالْجاهِلِ.(7)
ترجمه 
فرمود: سکوت همانند گنجى پربها، زینت بخش حلم و بردبارى است ؛ و نیزسکوت ، سرپوشى بر آبروى شخص نادان و جاهل مى باشد. 
8. قالَ علیه السلام : إ صْحَبْ مَنْ تَتَزَیَّنُ بِهِ، وَلاتَصْحَبْ مَنْ یَتَزَّیَنُلَکَ.(8)
ترجمه 
فرمود: باکسى دوستى و رفت و آمد کن که موجب عزّت و سربلندى تو باشد، و با کسى که مى خواهد ازتو بهره ببرد و خودنمائى مى کند همدم مباش. 
9. قالَ علیه السلام : کَمالُ الْمُؤْمِنِ فى ثَلاثِ خِصالٍ: الْفِقْهُ فى دینِهِ، وَالصَّبْرُ عَلَى النّائِبَةِ، وَالتَّقْدیرُ فِىالْمَعیشَةِ.(9)
ترجمه 
فرمود: شخصیّت و کمال مؤ من در سه خصلت است : آشنا بودن به مسائل واحکام دین ، صبر در مقابل شداید و ناملایمات ، زندگى او همراه با حساب و کتاب وبرنامه ریزى دقیق باشد. 
10.  قالَ علیه السلام : عَلَیْکُمْ بِإ تْیانِ الْمَساجِدِ، فَإ نَّها بُیُوتُ اللّهِفِى الارْضِ، و مَنْ اتاها مُتَطِّهِرا طَهَّرَهُ اللّهُ مِنْ ذُنُوبِهِ، وَ کَتَبَمِنْ زُوّارِهِ.(10)
ترجمه 
فرمود: بر شما باد به دخول در مساجد، چون که آن ها خانه خداوند بر روى زمین است ؛ و هر کسى که با طهارت وارد آن شود خداوند متعال او را از گناهان تطهیرمى نماید و در زمره زیارت کنندگانش محسوب مى شوند. 
شهادت حضرت صادق علیه السلام:
پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوبارة آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود. 
سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گردید . 
در زمینه فضایل و مکارم اخلاقی حضرت صادق روایات و وقایع بسیار زیادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کریمانه و خلق و خوی الهی خود بسیاری از افراد را به راه صحیح هدایت فرمود، به گونه ای که پیروان دیگر مکاتب و ادیان نیز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند.
"پیامک شهادت امام جعفر صادق ( ع)"

*********************************
مُلک و مَلَک به ناله و افغان و اشک و آه
چون داغدار، حضرت موسى بن جعفرست
خون مى رود ز فرط غم از چشم شیعیان
زیرا که قلب عالم امکان مکدَّرست
*********************************
زین ماتمى که چشم ملایک ز خون، ترست
گویا عزاى صادق آل پیمبرست
یا رب چه روى داده، کزین سوگ جانگداز
خلقى پریش خاطر و دل ها پرآذرست
*********************************
شد رئیس مذهب ما از جفا خونین جگر
این مصیبت کرده دلخون مردم آگاه را
آن که با خون جگر بر شیعیان هموار کرد
در خط سرخ ولایت تا قیامت راه را
شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد
*********************************
استاد کل هستى با جسم خسته
رفته از این جهان با دل شکسته
دردا که کشته منصور مولاى ما را
فرزند زهرا و حجت خدا را
*********************************
"پى نوشتها" 
-1جامع الاحادیث الشیعه : ج 1 ص 127 ح 102، بحارالا نوار: ج2، ص 178، ح 28. 
2-امالى الصدوق : ص 253. 
3-امالى الصدوق : ص 197. 
4-وسائل الشیعه : ج 4 ص 34 ح 4442. 
5-وسائل الشیعة : ج 8 ص 13. 
6-اختصاص : ص 240، بحارالا نوار: ج 75، ص 260، ح 58. 
7-مستدرک الوسائل : ج 9 ص 16 ح 4. 
8-وسائلالشیعه : ج 11 ص 412. 
9-امالى طوسى : ج 2 ص279. 
10-وسائل الشیعة : ج 1 ص 380 ح 2. 
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۵۵
سعید پارسا ارسنجانی

ﻗﺎﻝ ﺍﻟﺎﻣﺎﻡ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ - ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ -: ﺍﻥ ﻫﺬﺍ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﻓﻴﻪ ﻣﻨﺎﺭ ﺍﻟﻬﺪﻱ ﻭ ﻣﺼﺎﺑﻴﺢ ﺍﻟﺪﺟﻲ ﻳﻔﺠﻞ ﺟﺎﻝٍ ﺑﺼﺮﻩ ﻭ ﻳﻔﺘﺢ ﻟﻠﻀﻴﺎﺀ ﻧﻈﺮﻩ

. ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ - ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ - ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:

ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺍﻳﻦ ﻗﺮﺁﻥ (ﻛﺘﺎﺑﻲ) ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻧﻮﺭ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻭ ﭼﺮﺍﻍ‌ﻫﺎﻱ ﺷﺐ ﺗﺎﺭ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﺷﺨﺺ ﺗﻴﺰﺑﻴﻦ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﻗﺖ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﺮﺗﻮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﮕﺸﺎﻳﺪ. «ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺍﻟﺸﻴﻌﻪ، ﺝ 2، ﺹ 170» 

-بانک احادیث اهل بیت علیهم السلام


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۱۱
سعید پارسا ارسنجانی

ﻗﺎﻝ ﺍﻟﺎﻣﺎﻡ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ - ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ -: ﺇﻥ ﻛﺘﺎﺏ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺻﺪﻕ ﺍﻟﺤﺪﻳﺚ ﻭ ﺍﺣﺴﻦ ﺍﻟﻘﺼﺺ. 

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ - ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ - ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻛﺘﺎﺏ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺭﺍﺳﺖ ﺗﺮﻳﻦ ﺳﺨﻦ‌ﻫﺎ ﻭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﺎﺳﺖ. 

. «ﺍﻟﻜﺎﻓﻲ، ﺝ 3، ﺹ 422» 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۴ ، ۱۷:۵۳
سعید پارسا ارسنجانی

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:

ﻣﻦ ﻟﻢ ﻳﻌﺮﻑ ﺍﻟﺤﻖ ﻣﻦ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﻟﻢ ﻳﺘﻨﻜﺐ ﺍﻟﻔﺘﻦ؛

 ﻫﺮﻛﺲ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻗﺮﺁﻥ ﻧﺸﻨﺎﺳﺪ، ﺍﺯ ﻓﺘﻨﻪ‌ﻫﺎ ﺑﺮ ﻛﻨﺎﺭ ﻧﻤﻲ ﻣﺎﻧﺪ.

ﻣﺤﺎﺳﻦ 1/341/702

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۴ ، ۱۷:۴۳
سعید پارسا ارسنجانی