صادق آل محمد صلی الله علیه و آله*** سال جهش تولید1399

نمایش مستند ومستدل زیبایی های دین***استفاده از مطالب وبلاگ هیچ مشکلی ندارد

صادق آل محمد صلی الله علیه و آله*** سال جهش تولید1399

نمایش مستند ومستدل زیبایی های دین***استفاده از مطالب وبلاگ هیچ مشکلی ندارد

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۵ خرداد ۰۰، ۱۶:۱۸ - ناشناس
    احسنت

 

وَ قَالَ ع: مَا اسْتَوْدَعَ‏ اللَّهُ‏ امْرَأً عَقْلًا إِلَّا [لِیَسْتَنْقِذَهُ‏] اسْتَنْقَذَهُ‏ إ 4957 بِهِ یَوْماً مَا

نهج البلاغه حکمت 407

---------------------------------------

خداوند به کسی عقل را ودیعه نداد مگر اینکه روزی او را به واسطه همان عقل نجات می دهد.
امام علی علیه السلام
نهج البلاغه حکمت 407

---------------------------------------

.God did not deposit wisdom in anyone unless one day he was saved by the same intellect.
Imam Ali (as)
Nahj al-Balaghah Wisdom 407.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۹ ، ۲۲:۲۸
عبد من عبید محمد

   

 


مومن باید شبانه روز خود را به سه بخش تقسیم کند
۱-  زمانی را به مناجات با خداوند اختصاص دهد
۲- و زمانی را برای رسیدن به امور زندگی

3- و زمانی را برای لذت های حلال و زیبا اختصاص دهد.
و شایسته نیست که انسان عاقل جز به دنبال سه چیز باشد:
۱- تنظیم امور زندگی
۲- یا قدمی برای آخرت بر دارد
۳- یا به دنبال لذتی غیر حرام باشد یعنی  به دنبال لذت حلال باشد.
امام علی علیه السلام
نهج البلاغه حکمت ۳۹۰

 

--------------------------------------------

 

وَ قَالَ ع‏ لِلْمُؤْمِنِ‏ ثَلَاثُ‏ سَاعَاتٍ‏ فَسَاعَةٌ یُنَاجِی فِیهَا رَبَّهُ وَ سَاعَةٌ یَرُمُّ  مَعَاشَهُ وَ سَاعَةٌ یُخَلِّی [فِیهَا] بَیْنَ نَفْسِهِ وَ بَیْنَ لَذَّتِهَا فِیمَا یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ وَ لَیْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ مَرَمَّةٍ  لِمَعَاشٍ أَوْ خُطْوَةٍ فِی مَعَادٍ  أَوْ لَذَّةٍ فِی غَیْرِ مُحَرَّم‏

 

--------------------------------------------

Logical religion:
The believer must divide his day into three parts
1- Spend time praying with God
2- And devote time to achieve the affairs of life

3- and time for lawful and beautiful pleasures.
And it is not proper for a wise man to seek anything but three:
1- Arranging life affairs
2- Or take a step for the Hereafter
3- (Or looking for unlawful pleasure,( that is, looking for halal pleasure
Imam Ali (as)
Nahj al-Balaghah Wisdom 390


  

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۹ ، ۱۸:۱۰
عبد من عبید محمد

  

 

َ مَا الْمَغْرُورُ الَّذِی‏ ظَفِرَ مِنَ الدُّنْیَا بِأَعْلَى هِمَّتِهِ کَالْآخَرِ الَّذِی ظَفِرَ مِنَ الْآخِرَةِ بِأَدْنَى سُهْمَتِه‏

امام علی علی السلام، نهج البلاغه حکمت 370

----------------------------------------------

انسان مغروری که به تمام خواسته های دنیایی خود رسیده است،
هرگز مانند کسی نیست که به کمترین بهره آخرت خود می رسد.

 

-----------------------------------------------

A proud man who has achieved all his worldly desires,
He is never like the one who benefits the least from the Hereafter.

  

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۹ ، ۱۹:۱۶
عبد من عبید محمد

خدایا دوستت دارم...

خدایا من جز تو چه کسی را دارم
در این دنیای فریبنده...
دستانم را بگیر....
رهایم نکن...
که گرگ ها در کمینند
و من  سخت به تو محتاجم...
لذت مناجاتت را به من عطا کن


-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

الله أحبک ...

یا إلهی من لدی غیرک؟
فی هذا العالم المغری ...
امسک یدی ....
لا تترکنی ...
الذئاب تتربص
وانا حقا احتاجک ...
أعطنی متعة صلاتک

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

God, I love you...
God, who do I have other than you?
In this seductive world ...
Hold my hands ....
Don't leave me ...
The wolves are lurking
And I really need you ...
Give me the pleasure of your prayers

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۹ ، ۱۶:۱۶
عبد من عبید محمد

ارزش هر کس به اندازه چیزی است که آن را نیکو می داند.(امام علی علیه السلام)
بعضی تمام عمر به دنبال پول و طلا هستند
پول یک کاغذ است و طلا هم هر چه باشد یک سنگ است
پس ارزش چنین کسی به اندازه یک کاغذ یا یک تکه سنگ است.
و ارزش کسی که به دنبال شکم است به اندازه خوراکی که می خورد
یعنی چند سیب و گلابی و تکه ای گوشت که حیوانات نیز به دنبالش هستند.
برخی هم به دنبال شهوترانی هستند. بعضی حیوانات در شهوترانی از انسان قوی ترند بنابراین ارزش کسی که تمام تلاشش به دنبال هوسرانی است از حیوانات هم کمتر است.
اما اگر کسی به دنبال این باشد که ارزشهای انسانی و متعالی مانند خدا پرستی و نوع دوستی را در درون خود نهادینه کند، ارزش چنین شخصی به اندازه همان اموری است که آنها را زیبا می داند.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کل شخص یستحق بقدر ما یعتبره جیدًا.
یبحث البعض عن المال والذهب طوال حیاتهم
المال قطعة من الورق والذهب حجر
لذا فإن قیمة مثل هذا الشخص هی حجم قطعة من الورق أو قطعة من الحجر.
وقیمة من یبحث عن بطن هو بقدر ما یأکله
هذه بعض التفاح والکمثرى وقطعة اللحم التی تبحث عنها الحیوانات.
یبحث البعض عن الشهوة. بعض الحیوانات أقوى من البشر فی الشهوة ، لذا فإن قیمة الشخص الذی یبذل قصارى جهده للبحث عن الشهوة أقل من الحیوانات.
ولکن إذا کان المرء یسعى إلى إضفاء الطابع المؤسسی على القیم الإنسانیة والمتسامحة مثل التوحید والإیثار داخل الذات ، فإن قیمة مثل هذا الشخص لا تقل أهمیة عن الأشیاء التی تجعلها جمیلة.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
Everyone is worth as much as what they consider good.
Some are looking for money and gold all their lives
Money is a piece of paper, and gold is a stone
So the value of such a person is the size of a piece of paper or a piece of stone.
And the value of someone looking for a belly is as much as the food they eat
That's a few apples and pears and a piece of meat that animals are looking for.
Some are looking for lust. Some animals are stronger than humans in lust, so the value of someone who does his best to pursue lust is less than that of animals.
But if one seeks to institutionalize human and transcendent values ​​such as theism and altruism within oneself, the value of such a person is as great as the things that make them beautiful.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۹ ، ۰۲:۲۵
عبد من عبید محمد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۸ ، ۰۰:۲۳
عبد من عبید محمد


 
▪️سالروز شهادت امام دهم حضرت امام هادی (علیه و علی آبائه الاطیبین و ابنائه الانجبین) را به پیشگاه ذخیره عالم تسلیت عرض می‌ کنم. یکی از بیانات نورانی امام دهم حضرت امام هادی (سلام الله علیه) این است که فرمود: «خَیْرٌ مِنَ‏ الْخَیْرِ فَاعِلُهُ‏ وَ أَجْمَلُ مِنَ الْجَمِیلِ قَائِلُهُ وَ أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حَامِلُهُ».[1] این‌گونه از ذوات مقدس چون خودشان انسان کامل‌ اند، حرمت انسانیت را بیش از دیگران می‌ دانند و حفظ می‌ کنند. در عین حال که کار خوب خوب است، در عین حال که حرف خوب خوب است، در عین حال که علم صحیح خوب است، اما صاحبان این اوصاف از این اوصاف بالاترند! در عین حال که دانشگاه خوب است، در عین حال که دانش خوب است، دانشمند از هر دو بالاتر است؛ این بیان نورانی امام هادی است.
▪️ در عین حال که حوزه علمیه خوب است، در عین حال که فقه و اصول و فلسفه و تفسیر خوب است، عالم به این معارف از همه این معارف بالاتر است؛ سرّش آن است که انسان یک موجودی است ابدی، این موجود ابدی را ره‌ توشه ابدی تأمین می ‌کند. حوزه و دانشگاه آن مواد اولیه این زاد راه را فراهم می ‌کنند. یک وقت است کسی خودش را نشناخت، درسی خواند، مدرکی گرفت و درسی گفت و بعد پوسید، چه از حوزه چه از دانشگاه! یک وقت است نه، کسی عالم شد ـ چه در حوزه و چه در دانشگاه ـ از پوست به در آمد، نه پوسید! نه به فکر مدرک بود، نه به فکر حقوق بود، نه به فکر باند بازی بود، نه به فکر جناح بازی بود، این انسان به دنیا آمد و انسان زیست و انسان مُرد. بیان نورانی امام هادی (سلام الله علیه) این است که از هر حوزه علمیه‌ ای آن عالمانشان برترند، از هر دانشگاهی آن دانشگاهی و دانشور بالاترند «خَیْرٌ مِنَ‏ الْخَیْرِ فَاعِلُهُ‏ وَ أَجْمَلُ مِنَ الْجَمِیلِ قَائِلُهُ وَ أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حَامِلُهُ».
 
[1]. نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص142؛ «خَیْرٌ مِنَ‏ الْخَیْرِ فَاعِلُهُ‏ وَ أَجْمَلُ مِنَ الْجَمِیلِ قَائِلُهُ وَ أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حَامِلُهُ وَ شَرٌّ مِنَ الشَّرِّ جَالِبُهُ وَ أَهْوَلُ مِنَ الْهَوْلِ رَاکِبُهُ».

#حرمت_انسانیت
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی


📚 سخنرانی در جمع طلاب و دانشجویان
تاریخ: 1386/04/24

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۸ ، ۰۱:۰۵
عبد من عبید محمد

بر سر آنم که گر ز دست برآید

دست به کاری زنم که غصه سر آید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

صحبت حکام ظلمت شب یلداست

نور ز خورشید جوی بو که برآید

بر در ارباب بی‌مروت دنیا

چند نشینی که خواجه کی به درآید

ترک گدایی مکن که گنج بیابی

از نظر ره روی که در گذر آید

صالح و طالح متاع خویش نمودند

تا که قبول افتد و که در نظر آید

بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر

باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید

غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست

هر که به میخانه رفت بی‌خبر آید

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۸ ، ۲۲:۰۰
عبد من عبید محمد


 

🔺در ایامی که بر ما گذشت هر چند سخت گذشت بسیاری از دوستان سوال میکردند که این فتنه های پی در پی نشانه چیست؟ در این فتنه ها چرا بزرگان و حتی برخی انقلابی ها دچار مضلات الفتن(فتنه های گمراه کننده و اغواگر) شدند و نه تنها خودشان دچار تحیر شدند بلکه دیگرانی را نیز دچار سرگشتگی کردند، مخصوصا در روزهای پس از فتنه آبان ۹۸ و یا سقوط هواپیما...

▪️پاسخ این سوال را در آیه ۱۷۹ سوره آل عمران باید پیدا کرد، خداوند همه مهر و مهرورز می فرمایند:
   
💠 ما کَانَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتَّى یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَى الْغَیْبِ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَجْتَبِی مِنْ رُسُلِهِ مَنْ یَشَاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ ﴿۱۷۹﴾   
💎 خدا بر آن نیست که مؤمنان را به این [حالى] که شما بر آن هستید واگذارد تا آنکه پلید را از پاک جدا کند و خدا بر آن نیست که شما را از غیب آگاه گرداند ولى خدا از میان فرستادگانش هر که را بخواهد برمى‏ گزیند پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و اگر بگروید و پرهیزگارى کنید براى شما پاداشى بزرگ خواهد بود

🔺این آیات اشاره به جنگ احد دارد که خداوند میفرمایند این جهان یک محل آزمایش است و این بلاها، فتنه ها و ... وسیله آزمایش مردم بخصوص مومنان هستند

اما در قسمت نخست آیه پیامی واضح برای ما دارد که خداوند، کفّار را به حال خود رها مى‌کند؛ «نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً» ولى مؤمنان را رها نمى‌کند. «ما کانَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ»

▪️رهبر معظم انقلاب نیز در خطبه های نماز جمعه ۲۷ دیماه به امداد الهی برای ملت بزرگ ایران اشاره کردند.
بدون شک سنت الهی جداسازى پاک از پلید، از  است. «حَتَّى یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ»  و این فتنه های اخیر به خوبی این مهم را نشان داد...

🔺قطعا در دوران آخرالزمان این فتنه ها منجر به پاکسازی جامعه اسلامی از منافقان، مفسدان و عناصر ملحد در هر لباسی که پنهان شده باشند، خواهد شد و نکته بسیار مهم آنجاست که
طیب وپاکى اصالت داشته وپایدار است، ولى خبث عارضى و رفتنى است و ما در ایام اخیر این رفتار سلبریتی ها و برخی ورزشکاران حتی برخی سیاسیون را با این آیه میتوانیم تحلیل کنیم...

▪️مهم این است که ما در این دوران با صبر، بصیرت و ایستادگی راه را گم نکنیم تا ان شا الله مطابق با بیانیه گام دوم انقلاب پس از شکستن محاصره تبلیغاتی دشمن و امید آفرینی به سمت تحقق ایجاد تمدن نوین اسلامی و ظهور، ایران اسلام�

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۸ ، ۱۶:۵۵
عبد من عبید محمد

 

 

 

اولین مظلوم عالم آه را گم کرده است

رهبر راه خدا همراه را گم کرده است

یک توقف پشت در صد بغض مانده در گلو

تا کنار قبر مخفی چاه را گم کرده است

هیچ فانوسی دگر در کوچه ها روشن نبود

نیمه شب خورشید یثرب ماه را گم کرده است

انتهای شب صدای زخمی اش آید بگوش

اختیار از ناله ی شبگاه را گم کرده است

تا اذان صبح از بس ناله زد خوابش گرفت

خواب دید آن شب حسینش راه را گم کرده است

ابرهای بی صدا از دیده اش دریا گرفت

رعد و برق نعره اش ناگاه را گم کرده است

یاد آن روزی که گفتا مجتبی نجوا کنان

گامهای مادرم درگاه را گم کرده است

درد تنهایی خود را با که گوید مرتضی

با که گوید شیعه ای آگاه را گم کرده است

شهر اشباه الرجال اینجاست ای زهرائیان

امت بی درد اردوگاه را گم کرده است

کاش از این بیشتر پنهان نماند منتقم

عصر عاشورائیان خونخواه را گم کرده است

سروده محمود ژولیده

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۸ ، ۱۱:۴۳
عبد من عبید محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

ما که هستیم که در وصف تو سخن گوییم. وقتی که خدای والا مرتبه در وصفِ تو می فرماید: به شهدای فی سبیل الله مرده نگویید بلکه فکرش را هم نکنید. تصورش را هم نکنید که آنان مرده اند.

(((  وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ‏ فی‏ سَبیلِ‏ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ))) (بقره:154)

و به کسانی که در راه خدا کشته شدند، مرده مگوئید بله ایشان زنده هستند اما شما ( این زنده بودن را) حس نمی کنید.

((( وَ لا تَحْسَبَنَ‏ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ))) (آل عمران: 169)

و کسانى را که در راه خداوند کشته شده‏ اند مرده مپندار که زنده ‏اند، نزد پروردگارشان روزى مى ‏برند.

 

حاج قاسم یک عمر در حسرت شهادت سوختی

عاقبت از شربت شهادت نوشیدی و اینک نزد خدای متعال

عمر جاودان گرفتی و زنده تر شدی...

حاج قاسم تو که خود طعم حسرت را چشیدی...

حاج قاسم تنها خوری نکن...

به ما بیچارگان زان سو نخندید.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۸ ، ۱۱:۰۳
عبد من عبید محمد
...
...
راهت ادامه دارد.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۸ ، ۱۷:۲۰
عبد من عبید محمد
 
 

 



آشوب‌ها خوابیده و توجهات رفته رفته به سمت «خسارت‌ها» می‌رود. اما در این سه چهار روز، آشوب‌ها چقدر خسارت روی دست ملت گذاشت؟ رقم ریالی این خسارت چقدر است؟ خسارت‌های جانی و معنوی و سیاسی آن چطور؟ خسارت قطعی اینترنت چقدر است؟ مسئولیت این خسارت‌ها با کیست؟ اصلا چرا مدتی است ما اینقدر خسارت می‌بینیم؟ و....در این وجیزه تلاش می‌کنیم پاسخ‌هایی برای این سؤالات مهم، بیابیم.
1- از همین ماجرای بنزین شروع کنیم. هنوز رقم دقیقی از میزان خسارت‌های (مالی و جانی و...) آشوب‌های بنزینی منتشر نشده و صرفا هر از چند گاهی از برخی نمایندگان مجلس یا رسانه‌های نزدیک به جریان‌های سیاسی، اطلاعاتی در این باره می‌شنویم. مثلا روزنامه همشهری (نزدیک به دولت) به نقل از برخی «مقام‌های ارشد شبکه بانکی» نوشته به اطلاعاتی دست‌یافته که نشان می‌دهد طی یک هفته چند صد شعبه بانک در سراسر کشور دچار خسارت‌های جزئی و کلی شده‌اند و «تخمین‌های اولیه از تخریب کلی یا جزئی صدها خودپرداز بانکی حکایت دارد». این روزنامه در ادامه میزان خسارت به شبکه بانکی کشور را حدود1000 میلیارد تومان تخمین زده است. بله 1000 میلیارد تومان خسارت به خاطر اجرای بسیار بدِ یک طرح لازم و ضروری این فقط خسارت‌های تقریبی به بانک‌ها بود!
به این رقم اضافه کنید؛ نزدیک به 1000 میلیارد تومان بابت تعطیلی فروش اینترنتی، 300 میلیارد تومان خسارت به اتوبوس‌های اصفهان، 200 میلیارد تومان خسارت به فروشگاه‌های زنجیره ای، 100 میلیارد تومان به جایگاه‌های سوخت، 100 میلیارد تومان به آمبولانس‌ها و مراکز درمانی و... اینها نیز مربوط به برآوردهای «تقریبی» همان دو سه روز نخست آشوب‌های بنزینی است. خسارت‌های جانی، سیاسی، روانی و...بماند! همه این خسارت‌ها یک حاصل «سوء مدیریت» است!
2- قبلا اعلام کرده‌ایم امروز هم تکرار می‌کنیم. طرح اصلاح قیمت بنزین که جمعه 24 آبان ماه اجرایی شد، طرح لازم و درستی بود و ما صرفا به نحوه اجرای آن (سوء مدیریت) انتقاد جدی داریم که پیش از این در روزنامه به آن مفصل پرداخته‌ایم. در این بین سؤال بسیار مهمی که مطرح است اینکه، چرا دولت کارت‌های سوخت را حذف کرد تا دوباره مجبور شود با این همه خسارت که به گوشه‌ای از آنها‌ اشاره شد، آن را احیاء کند؟ پیش از این آقای «زنگنه» وزیر محترم نفت چنین پاسخی به این سؤال داده بودند:
 «بهتر است یک چیز به شما بگویم، کاری که هیچ کس در دنیا انجام نمی‌دهد و تنها ما انجام می‌دهیم را باید به آن شک کنیم و بر عکس کاری که در همه جای دنیا انجام می‌شود را اگر انجام ندادیم نیز باید به آن شک کنیم. هیچ کس در دنیا از سامانه هوشمند سوخت استفاده نکرده است»(!) یک پاسخ دیگر هم به این سؤال داده شده بود و آن اینکه، نگهداری از سامانه هوشمند سوخت هزینه دارد. چقدر؟ سالانه 20 میلیارد تومان!
بیایید کمی دقیق‌تر بررسی کنیم. پاسخی که به سؤال اول داده شده، از یک مدیر در سطح وزیر آن هم نفت حقیقتا عجیب است. هزینه نگهداری از سیستم هوشمند سوخت نیز از آن پاسخ‌هایی است که مرغ پخته را به خنده می‌اندازد. چرا؟ بخوانید:
 هزینه واردات حاصل از حذف کارت سوخت حدود 2 میلیارد دلار در سال برآورد شده است.(خبرگزاری دانشجو اردیبهشت 98) به این رقم نجومی خسارت 36 هزار و 500 میلیارد تومانی(حدود 4 میلیارد دلار) قاچاق بنزینِ حاصل از حذف کارت سوخت در یک سال را هم اضافه کنید و حاصل جمع را بگذارید کنار آن 20 میلیارد تومان هزینه نگهداری سامانه هوشمند سوخت در سال! یعنی طبق محاسبات حذف کنندگان کارت سوخت، 20 میلیارد تومان بزرگ‌تر از 6 میلیارد دلار است! به نظر می‌رسد کار برخی از مدیران این دولت، از سوء مدیریت هم گذشته است!
3- در 6 سال گذشته از این خسارت‌ها کم نداشته‌ایم. نمونه بارزش همین برجام. برجام هم یک خسارت بود؛ خسارت محض! 6 سال تمام ظرفیت و توان کشور را صرف «تقریبا هیچ» کردن، کم خسارتی است؟! تواناییِ بی‌نهایت باارزش هسته‌ای را دادن و به جای آن، تحریم و تحقیر گرفتن، خسارت نیست؟ بر باد دادن احترام به پاسپورت ایرانی، تحقیر وزیر خارجه در آلمان و ندادن سوخت به هواپیمای او چطور؟ با مردم صادق نبودن و مثل آب خوردن وعده‌های توخالی دادن و دروغ گفتن و چوب حراج به «اعتماد عمومی» زدن هم خسارت‌های عظیمی است، نیست؟ اینکه یکی دو روز مانده به اجرای طرح لازمِ سهمیه‌بندی بنزین، در تریبون‌های رسمی، آنرا تکذیب کنیم یعنی شلیک به اعتماد عمومی. مردم در این 6 سال کم از این دروغ‌ها نشنیده‌اند. دروغ‌هایی که بعضا به بزرگی 225 میلیارد دلار بوده است. تعجب نکنید! بخوانید:
قبل از اجرای برجام اعلام می‌کردند «به ازای هر یک روز تاخیر در اجرای برجام، 150 میلیون دلار خسارت بر کشور وارد می‌شود»! از مهر ماه سال 94 دولت آقای روحانی اجرای برجام را شروع کرده است. امروز که در حال مطالعه این وجیزه اید چهارم آذر ماه سال 98 است. کمی بیش از 4 سال یعنی حدود 1500 روز است که دولت اجرای برجام را شروع کرده است. با یک ضرب و تقسیم ساده امروز باید 225 میلیارد دلار!!! از قِبَلِ اجرای برجام به خزانه دولت واریز شده باشد! این پول عظیم کجاست؟! اگر چنین رقم نجومی در خزانه کشور وجود دارد، این همه آه و ناله و شکایت و تاکید بر ضروری بودن اصلاحات اقتصادی برای چیست؟! اگر چنین رقمی داریم، چرا به اصلاحات اقتصادی رو آورده ایم؟ چرا دائما می‌گوییم خزانه خالی است. پاسخ این سؤال‌ها یک جمله است. آنها دروغ گفتند. یک دروغ 225 میلیارد دلاری!
 اما آن خسارت 18 میلیارد دلاری دروغ نبود. اتفاقا آن خسارت (فروردین 9۷) هم مثل خسارت‌های بنزینی، «سوء مدیریتی» بود. آنجا هم مثل ماجرای بنزین، دلار چند نرخی شد. با یک کار کاملا غیر کارشناسی، دلار 4200 تومانی را با نیتِ سیر کردن ‌اشتهای سیری ناپذیرِ بازار به بازار ریختند. اما نتیجه چه شد؟ آن طرف، دلار تا مرز 18 هزار تومان رفت، این طرف هم 18 میلیارد دلار به باد رفت! ذوب کردن 60 تن طلای ذخایر استراتژیک و توزیع آن به شکل سکه در بازار هم مصیبتی است. این همه خسارت با یک سوء مدیریت!
4- پاسخ این سؤال را که چرا در این مدت این همه خسارت متحمل شده‌ایم را دانستیم. پاسخ این سؤال که «مسئولیت این خسارت‌ها با کیست؟» را هم فهمیدیم. نیز روشن شد. اینجا به هیچ عنوان قصد نداریم تاثیر تحریم‌های ظالمانه را نادیده بگیریم. اما معتقدیم بخشی از خسارت‌های همین تحریم‌ها هم به دلیل همین سوء مدیریت‌هاست.
5- رویکردی که برخی از جریان‌های سیاسی نزدیک به دولت(به ویژه مدعیان اصلاحات) طی چند روز گذشته و حین و پس از آشوب‌های بنزینی، در پیش گرفته‌اند نشان می‌دهد، آنها از این همه شکست، تحقیر و خسارت درس نگرفته‌اند. هنوز با شعبده بازی، روندی که شرح آن در بالا رفت یعنی «سوء مدیریت»،«دروغ پراکنی»و در نتیجه «اعتماد سوزی» را رها نکرده‌اند. درست مثل 6 سال گذشته در تلاشند جا بیندازند که «همه مقصرند الا ما». برخی‌شان، راهپیمایی‌های عظیم مردمی علیه آشوب‌گران را سانسور می‌کنند، برخی مشغول بزک آشوب‌گرانند، عده‌ای شورش مسلحانه اراذل را «اعتراض مدنی»! جا زده و تمام راه‌حلشان «مشخص کردن یک پارک برای اعتراض» است! درست مثل برایان هوک، رئیس‌گروه اقدام علیه ایران، اراذل را «مردم» و کشت و کشتارها را «انتقاد» می‌نامند. گاهی مواضع این دو طیف (آمریکا و برخی اصلاح‌طلبان) آنقدر به هم نزدیک می‌شود که، تشخیص آنها از هم سخت می‌شود. هر دو به ملت ایران خسارت می‌زنند (یکی با تحریم، دیگری با سوء مدیریت)، هر دو آشوبگران را «مردم» و آشوبگری را «اعتراض» جا می‌زنند. هر دو راهپیمایی‌های سراسری و میلیونی مردم را که بساط آشوبگران اجاره‌ای را جمع کرد نمی‌بینند، به آن معدود جنایتکارانی که در جمع‌های 100 یا 50 نفری به اموال عمومی مردم حمله کرده و قرآن‌ها را آتش می‌زدند متمرکزند. جالب اینکه دغدغه‌هایشان هم عجیب مشابه است: اینترنت!
برای این قماش، جان و مال و ناموس و امنیت و آبرو و حیثیت کشور و مردم در برابر قطع سه روزه اینترنت کم اهمیت‌تر است. می‌گویید نه! به تیترها و گزارش‌های چند روز اخیر آنها نگاهی بیندازید. به تصمیمی که در شورای عالی امنیت ملی به ریاست آقای روحانی اتخاذ شده حمله می‌کنند. آن هم نه برای اینکه مثلا به کسب و کارهای اینترنتی خسارت وارد شده نه، خسارت اگر برای اینها مهم بود که این همه خسارت به کشور نمی‌زدند. نگاه می‌کنند آمریکا چه می‌گوید عینا آن را می‌نویسند. این قماش، شاید مذاکره کنندگان خوبی نباشند، مدیران توانایی نباشند اما انصافا خوب دیکته می‌نویسند... بدون حتی یک غلط!

جعفر بلوری
روزنامه کیهان
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۸ ، ۲۱:۴۷
عبد من عبید محمد


 (نوشته‏ اند که این سخنرانى را در جمعه سوّم ایّام خلافت خود در سال 35 هجرى در روز جمعه ایراد فرمود)


1 شناخت خدا
ستایش خداوندى را سزاست که احسان فراوانش بر آفریده‏ها گسترده و دست کرم او براى بخشش گشوده است.
او را بر همه کارهایش مى‏ستاییم و براى نگهدارى حق الهى از او یارى مى‏طلبیم و گواهى مى‏دهیم جز او خدایى نیست.


2 ویژگى‏ هاى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم‏
و گواهى مى‏دهیم که محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بنده و فرستاده اوست. او را فرستاد تا فرمان وى را آشکار و نام خدا را بر زبان راند. پس با امانت، رسالت خویش را به انجام رساند، و با راستى و درستى به راه خود رفت، و پرچم حق را در میان ما به یادگار گذاشت، هر کس از آن پیشى گیرد از دین خارج و آن کس که از آن عقب ماند هلاک گردد و هر کس همراهش باشد رستگار شود.
راهنماى این پرچم، با درنگ و آرامش سخن مى‏ گفت، و دیر و حساب شده به پا مى‏خاست، و آنگاه که بر مى‏خاست سخت و چالاک، به پیش مى‏رفت، پس چون در اطاعت او در آمدید، و او را بزرگ داشتید، مرگ او فرارسید و خدا او را از میان شما برد.
پس از او چندان که خدا خواهد زندگانى مى‏گذرانید تا آن که خدا شخصى را بر انگیزاند که شما را متّحد سازد، و پراکندگى شما را جبران نماید. «1» مردم! به چیزى که نیامده دل نبندید، و از آن که در گذشت مأیوس نباشید، که آن پشت کرده اگر یکى از پاهایش بلغزد، و دیگرى برقرار باشد شاید هر دو پا به جاى خود برگشته و استوار ماند.
3 تداوم امامت تا ظهور امام زمان علیه السّلام‏
آگاه باشید، مثل آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چونان ستارگان آسمان است، اگر ستاره‏اى غروب کند، ستاره دیگرى طلوع خواهد کرد (تا ظهور صاحب الزمان علیه السّلام). گویا مى‏بینم در پرتو خاندان پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نعمت‏هاى خدا بر شما تمام شده و شما به آنچه آرزو دارید رسیده‏ اید.
شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة / ترجمه دشتى - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1379ش.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۸ ، ۱۹:۳۰
عبد من عبید محمد

حجّت ظاهری و باطنی

«إِنَّ لِلّهِ عَلَی النّاسِ حُجَّتَینِ، حُجَّةً ظاهِرَةً وَ حُجَّةً باطِنَةً، فَأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الاَْنْبِیاءُ وَ الاَْئِمَّةُ وَ أَمَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ.»:

همانا برای خداوند بر مردم دو حجّت است، حجّت آشکار و حجّت پنهان، امّا حجّت آشکار عبارت است از: رسولان و پیامبران و امامان; و حجّت پنهانی عبارت است از عقول مردمان.

شرح مختصر:

همان‌طور که امام، اختلافات مردم را حل می‌کند، عقل انسان نیز در تردیدها و تصورات و تطورات حس و خیال، اختلافات را حل می‌کند.
 
 همان‌طور که امام یا ظاهر است یا غایب دقیقاً عقل نیز گاهی ظاهر و گاهی غایب است.
 
وقتی انسان از عقل استقبال کند، در وجود او عقل ظاهر می‌شود و اگر استقبال نکند عقل، مخفی و غایب می‌شود.
 
 «حجت باطنی» تنها رابطه حجت ظاهری در انسان است؛ هر وقت می‌خواهید بدانید آیا ظهور نزدیک است برگردید به حجت باطنی، اگر دیدید با حجت باطنی آشتی کردید این علامت ظهور است.
 
هر کس امروز با حجت باطنی‌اش مخالفت کند، فردا که حضرت ظهور کرد با او هم مخالفت می‌کند؛ کسی که به حجت باطن ایمان نیاورد، با حجت ظاهر نیز ایمان نخواهد آورد.
شرح از آیت‌الله حائری شیرازی
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۸ ، ۱۹:۲۱
عبد من عبید محمد


در خواست بامزه دختر
شهید مدافع حرم از رهبر
معظم انقلاب اسلامی

🔸به رهبر گفتم: کُلاتُ
مامانت برات درست کرده؟!

🔹گفت: آره.

🔸گفتم:میدی به من؟

🔹گفت:این مال منه یکی
 دیگه  برات میخرم!

🔸گفتم:پس صورتی بخری ها

** بعد از چند روز کلاهی
صورتی برای این دختر خانم
ارسال شد از طرف حضرت آقا.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۸ ، ۰۶:۵۳
عبد من عبید محمد

حدیث سلسله الذهب، دعوت به توحید خالص

چکیده*

موضوع این نوشتار نگاهی است به حدیث سلسة الذهب، حدیث کوتاهی که امام رضا(ع) به هنگام خروج از شهر نیشابور در ازدحام مردم و درخواست ایشان بیان فرمود. مسئله اصلی و سؤال اصلی این است که پیام حدیث چیست؟

مقالات متعددی در زمینه بررسی این حدیث نگاشته شده که بیشتر از نگاه نظر سندشناسی به آن نگریسته شده است. نویسنده در این کوتاه مقال به این نتیجه رسیده که ضرورت دارد با نگاهی کارکرد گرایانه به حدیث پرداخته شود و اینکه امام رضا(ع) با سیره عملی و علمی خود نشان داد، مشکل اصلی جامعه مسلمانان در آن روزگار دور شدن مردم از توحید بود، مشکلی که همچنان می تواند همه جوامع اسلامی را با چالش های جدّی روبه رو نماید.

مقدمه

حیات علمی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی امام رضا(ع) بنا بر مقتضیات زمانه، از جایگاه ویژه ای در تطور تاریخی اسلام برخوردار است، خاصه دوران سه سال و اندی حضور آن حضرت در ایران آن روز و استقبال مردم از این واقعه مبارک. بر هر ایرانی مسلمان بایسته است این فصل از تاریخ را به دقت مطالعه کند و با زوایای پیدا و پنهان آن به درستی آشنا بشود. اصول و قواعد اساسی معرفتی اسلام در بحبوحه رواج اندیشه ها و نحله های فکری در عصر مأمونی تنها می توانست توسط امام رضا(ع) ترسیم و تبیین گردد. ایشان یک تنه به جنگ و رویارویی با عقائد و فرقه هایی قیام کرد که هر یک برای خود پایگاه اجتماعی مستحکمی داشتند و بعضاً هم از سوی حکومت سیاسی پشتیبانی می شدند. آری، امام رضا(ع) مثل یک انسان قهرمان علم، فرهنگ و دانایی دینی شده بود، از این رو در زبان پدر بزرگوارش امام کاظم(ع) پیشاپیش به عنوان عالم آل محمد به برادرانش معرفی گشت.(1)

مخالفان و غیر هم فکران آن حضرت نیز هرگز نتوانستند نسبت به عظمت و بزرگواری علمی و اخلاقی ایشان قیافه بی تفاوتی و بی خبری به خود بگیرند و گروهی هم که جزو عالمان مذاهب محسوب می شوند، صادقانه امام را می ستایند.(2)

رمز و راز این همه بزرگی و جاودانگی چیست؟ چرا هر یک از امامان معصوم(ع) یگانه دوران خویش بوده اند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۸ ، ۱۷:۰۱
عبد من عبید محمد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۸ ، ۱۲:۳۶
عبد من عبید محمد


وقتی خدا به ما نعمتی می دهد دوست دارد ببیند ما با این نعمتش چه خیری به دیگران می رسانیم به عنوان نمونه اگر خدای والامرتبه از فضل و کرم خود به ما خانه ای عطا کرد دوست دارد که ما آن خانه مازاد بر نیاز را خالی نگذاریم و با قیمت مناسبی به نیازمندان اجاره دهیم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۸ ، ۱۰:۳۹
عبد من عبید محمد


بعضی از ما آدم ها فکر می کنیم که هر عیبی در دنیا وجود دارد متعلق به دیگران است و ما از هر عیب و نقصی پاک هستیم در حالی که اگر مقداری انصاف به خرج بدهیم و اندکی به خودمان توجه کنیم می بینیم که نیازی نیست که به عیب دیگران مشغول باشیم و بهتر این است که به زدودن عیب های خود مشغول باشیم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۸ ، ۱۹:۱۴
عبد من عبید محمد

خوشا بحالت که در لباس پیامبر صلی الله علیه و آله به دیار باقی شتافتی...

خوشا بحالت که وقت جان دادنت مزین به لباس مولایمان امیر المومنین علی علیه السلام و با بدنی خونین چون حسین شهید دنیا را ترک کردی...

خوشا به حالت که لباس اهل علم را به تن داشتی و موجب خشم دشمنان را فراهم آوردی...

آری دشمنان گاهی در لباس دوستان نادان این لباس را ریا خواندند ...

حالا باید ببینند که این لباس لباس صادقان و راستگویان است گرچه بعض افراد ناباب نیز آن را به تن دارند...

ای دشمنان دیرین که از ما خشمگینید...

در خشم خود بمیریدکه امام راستگویان چه زیبا فرمود...

 بکُشید ما را؛ ملت ما بیدارتر مى‏شود.
این رجل فاجرى که خون عزیز ما را به زمین ریخت، تأیید کرد دین خدا را. یعنى خدا دین خودش را به او تأیید کرد. با ریختن خون عزیز ما، تأیید شد انقلاب ما. این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به این خونریزیهاست. بریزید خونها را؛ زندگى ما دوام پیدا مى‏کند. بکُشید ما را؛ ملت ما بیدارتر مى‏شود. ما از مرگ نمى‏ترسیم؛ و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست که در سیاهى شب، متفکران ما را مى‏کشید. براى اینکه منطق ندارید. اگر منطق داشتید که صحبت مى کردید؛ مباحثه مى‏کردید. لکن منطق ندارید، منطق شما ترور است! منطق اسلام ترور را باطل مى‏داند. اسلام منطق دارد؛ لکن با ترور شخصیتهاى بزرگ ما، شخصهاى بزرگ ما، اسلام ما تأیید مى‏شود ..


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۲:۴۸
عبد من عبید محمد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۲:۱۱
عبد من عبید محمد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۲:۰۸
عبد من عبید محمد


حجت  الاسلام والمسلمین نجم الدین طبسی، علاوه بر تدوین کتب و مقالات، کرسی تدریس مباحث مهدوی را در حوزه تشکیل داده است. حوزه نیوز، «مهدویت از نگاه اهل سنت» را با این استاد حوزه به بحث نشسته است.

لطفاً درباره ضرورت مهدویت پژوهی توضیحاتی بیان فرمایید.

از چند بعد این بحث قابل توجه است:

اول: کثرت آیات و روایات، در این باب: آن چه ما از آیات و روایات جمع آوری کرده ایم، حدود چهار صد آیه و دو هزار روایات از کتب فریقین (شیعه و سنی) است و بالغ بر پنج هزار کتاب فقط لیست برداری شده و ممکن است، بیش از این مقدار باشد و از طرفی مقام رفیع مرجعیت و حوزه های مقدسه سایه و نمودی از آثار وجودی آن حضرت اند و پشتیبان و سند و حامی ایشان امام زمان علیه السلام می باشند؛ بنابراین با توجه به حجم سنگین آیات و روایات و این که او اصل است و همه این مظاهر، نسخه و نمونه ظهورات اوست، ضرورت بحث روشن می شود.

سوم: علاوه بر این، سوء استفاده دشمنان اسلام و تشیع از مباحث مهدویت نیز ضرورت این بحث را روشن تر می کند.

منظور شما از سوء استفاده دشمنان از اصل مهدویت چیست؟

مباحثی مثل: ایجاد جریانات انحرافی، شخصیت سازی به نام یمانی و حسنی، ادعای ملاقات اختیاری، ادعای نامه نگاری، و همین قضایایی که الآن در سطح کشور مطرح می باشد؛ همه این ها دال بر این مطلب است که یک جریانی صحنه گردان این ماجراست.

این انحرافات و کارهایی که اشاره نمودید، چه نتایجی را در بر دارد؟

نتایج منفی فراوانی به همراه دارد؛ از جمله این که موجب بدبینی به مرجعیت می شود. آن ها به خیال خودشان می خواهند مرجعیت را دور بزنند و این فرهنگ را استوار کنند که در دوران غیبت، به واسطه ای به نام مرجعیت نیاز نداریم و می توانیم مستقیماً به امام متصل و مرتبط شویم، که این امر نتایج بسیار خطرناکی را به دنبال دارد؛ یک نمونه آن حرکت جند السماء است که در نجف اتفاق افتاد و جان مرجعیت را هدف گرفت، ولی خدا نخواست آن ها موفق شوند؛ هم چنین برخی قضایا که در کشور ما نیز اتفاق می افتد؛ از جمله پخش بعضی از سی دی ها و بعضی توقیعات، پیش گویی ها و تطبیقات. نتیجه این امور، تخریب اعتقادات پیروان این مکتب است. از جمله دلایل ضرورت توجه به بحث مهدویت، توجه جهانی به مباحث مهدویت است؛ برای مثال، در آفریقا در کشور سودان و در اروپا در کشورهای مختلفی، مثل سوئد، دانمارک و ده ها نمونه دیگر، به درخواست خود مردم مباحث مهدویت را می گفتم؛ همه این ها نشان می دهد فکر مهدوی و جریان مهدویت، از مسائل روز دنیاست که بسیار مطرح می باشد و مخاطب فراوانی نیز دارد. همه این مسائل ایجاب می کند حوزه های علمیه و اساتید، درس های مهدویت را سر لوحه درس ها قرار دهند، تا جلوی هر گونه انحراف و خرافه گرایی گرفته شود، و آن ها باید این مسئله اعتقادی را برای مردم تبیین نمایند. مقام معظم رهبری در صحبت اخیرشان به این بحث اشاره کردند که عالمانه وارد مباحث مهدویت شوید و در مباحث مهدویت، عوامانه برخورد نکنید.

با توجه به این که جناب عالی به مباحث اهل سنت در این خصوص اشراف دارید، نگاه اهل سنت نسبت به مباحث مهدویت چگونه است؟

براداران اهل سنت، چه نگاه ما به مهدویت را بپذیرند و یا نپذیرند به اعتقادات ما ضربه ای نمی زند، چرا که اعتقادات ما محکم و مستدل است. لذا اگر ما به نظر اهل سنت توجه می کنیم، برای این است که اولاً: اتمام حجتی بر خود ایشان باشد و ثانیاً: بگوییم که ما در این قضیه تنها و منفرد نیستیم.

تمام اهل سنت به استثنای افراد نادری مانند ابن خلدون و امثال او، همه اصل مهدویت را قبول دارند.

لطفاً به بعضی کلمات علمای اهل سنت در این باره اشاره بفرمایید.

از باب نمونه بعضی عبارات ایشان را می خوانم. جوینی می گوید: «المنکرون للمهدی کفار، یجب قتلهم و ان کان محل عناد لائمت  الاسلام لا لسنت ، فهن یقتضی تعذیرهم البلیغ و اهانتهم»؛ کسی که با مهدی و این اصل مخالفت می کند و هدف او مخالفت با سنت باشد، خون او هدر است، ولی اگر انگیزه او مخالفت با علما باشد، باید شلاق بخورد.

ابن کثیر متعصب در کتاب «النهایت  فی الفتن و الملاحم، 1/15» می گوید: «فصل فی ذکر المهدی الذی هو یکون فی آخر الزمان و هو احد من خلفاء الراشدین و الائمت  المهدیین فقد نطقت به الاحادیث المرویه من رسول اللّه»؛ یعنی درباره مهدی روایات بسیاری وارد شده است.

المبارک فوری در «تحفه احوذی، شرح سنن ترمزی، 6/402»، می گوید: «القول به خروج الامام مهدی و ظهوره هو قول الحق».

عده ای از علمای ایشان از خود «حدیث ثقلین» استفاده کرده اند که باید یکی از اهل بیت علیهم السلام در هر دوره ای باشد؛ مثلاً آقای عجیلی در ذیل حدیث ثقلین می گوید: از این حدیث استفاده می شود که کتاب و سنت و اهل بیت باید تا روز قیامت باشند؛ یا در کتاب «جواهر العقدین، 2/96» آمده: از این حدیث فهمیده می شود، یکی از اهل بیت علیهم السلام باید باشد تا این حدیث مصداق پیدا کند. حافظ ابوالحسن عابری سجزی (م 363) در کتاب «مناقب شافعی» می گوید: «قد تواترت الاخبار به ذکر المهدی و انه من اهل بیت علیهم السلام و انه یملک سبع سنین و یملأ الارض عدلاً و ان عیسی یخرج و یساعده علی قتل الدجال».

شوکانی در کتاب «التوضیح فی تواتر ما جاء فی مهدی المنتظر و الدجال و المسیح» می گوید: احادیثی که درباره مهدی رسیده است و امکان دسترسی به آن هاست، پنجاه حدیث می باشد که آن ها صحیح، حسن و ضعیف منجبر می باشند و شکی نیست که این احادیث متواتر هستند. صدیق حسن خان قنوجی در کتاب «الاضائه» همین مطلب را می گوید؛ شیخ محمد صفارینی در کتاب « لوائح انوار البهیه» همین مطلب را می گوید؛ محمد بن جعفر کتانی در کتاب «النظم المتناثر» همین مطالب را می گوید. اگر می خواهید تمامی این اقوال را بخوانید، به کتاب «المهدی المنتظر فی ضوء الاحادیث و آلاثار الصحیحت »، نوشته دکتر عبد العلیم بسطوی مراجعه کنید. او این مطالب را بیان می کند و می گوید: همه اصل مهدویت و آمدن منجی را قبول دارند، مگر انسان های کم سواد یا تحت تأثیر مسائل سیاسی قرار گرفته و یا کسانی که نسبت به اهل بیت علیهم السلام دشمنی دارند و دوست ندارند بشنوند که در آخر عالَم، جهان در قبضه قدرت اهل بیت علیهم السلام خواهد بود. کسانی مثل ابن خلدون این گونه به مهدویت نگاه می کنند. او در مقدمه کتاب خود به این مسئله اشاره می کند و این فکر را خیلی سبک می شمارد و آن را به شیعه نسبت می دهد. او در ادامه، اصل مهدویت را منکر می شود و می گوید: «ان الروایات ضعیفت  و انّها قضیت  شیعیا بحتاً». اهل سنت در خصوص این کلام ابن خلدون موضع می گیرند و او را شدیداً رد می کنند! مثلاً آقای احمد محمد شاکر، شارح مسند احمد در ج 5، ص 175، وقتی که به حرف ابن خلدون می رسد، موضع می گیرد و می گوید: «اما ابن خلدون فقد قفی ما لیس له به علم»؛ ابن خلدون به مطلبی که متخصص در آن نیست، پرداخته است. «و غلبه ما شغله من السیاست »؛ و تحت تأثیر امور سیاسی است. «و امور الدولت »؛ او مرد حکومت است. «و خدمت  من کان یخدم من الملوک»؛ و تحت تأثیر خدمت گزاری ملوک و پادشاهان قرار گرفته است. نفسش او را این گونه تفهیم کرده است که مهدی از اعتقادات شیعه است؛ لذا در مقدمه بابی را با عنوان «فصل فی امر الفاطمی» باز کرده و در آن، تناقض گویی های عجیبی کرده و غلط های آشکاری را مرتکب شده است. وی در ادامه می گوید: ابن خلدون اصلاً قول و حرف محدثان را نمی فهمد، چون اگر می فهمید این حرف ها را نمی زند؛ «لو الطلع علی اقوالهم و فقهها لما قال شیئا مما قال». در ادامه می گوید: شاید هم دیده و فهمیده، اما به خاطر سیاست روز این ها را تضعیف کرده است. مرحوم والد، در کتاب «الشیعه و الرجعه» می گوید: «مشکل ابن خلدون امر دیگری است، و در واقع مسئله دشمنی با اهل بیت علیهم السلام مطرح است؛ اگر به مقدمه کتاب ابن خلدون توجه کنید، می بینید او اهل بیت را در کنار خوارج قرار می دهد و فقه و میراث اهل بیت علیهم السلام را بدعتی مانند بدعت خوارج می داند.» در این جا مرحوم والد سخن شرف الدین را نقل می کند. شرف الدین در قالب یک بیت شعر می گوید: «یا موت زر ان الحیات  ذمیمت ...»؛ ای مرگ بیا و من را سریع ببر، که من بعد از این گونه فحاشی و حرف های تندی که امثال ابن خلدون می زنند، نمی خواهم زنده باشم.

هم از قدما و هم از معاصرین اهل سنت، اصل مهدویت را قبول دارند. یکی از معاصرین آقای عبد الباقی مؤلف کتاب «بین یدی الساعت » می باشد. او در صفحه 123 همین کتاب سخن بسیار زیبایی دارد و می گوید: چرا ملزم باشیم که دینمان را به بخاری و مسلم گره بزنیم (در این دو کتاب درباره امام مهدی علیه السلام حدیثی نیست و بعضی ساده لوحان می گویند: چون نیست، پس اعتبار ندارد؛ اصلاً آنان با مبنای بخاری آشنا نیستند) ابن حجر در مقدمه فتح الباری از قول بخاری نقل کرده: «کم من صحیح ترکت»؛ بسیاری از احادیث صحیح را من نیاورده ام.

آقای عبد الباقی از علمای مصر می گوید: نیاورده باشد! مگر ما باید دینمان را به بخاری ربط بدهیم؟ مگر مردم قبل از بخاری مسلمان نبوده اند؟ صحیح بخاری در قرن سوم نوشته شد. بعد از بخاری نیز مستدرکاتی بر آن نوشته شد و علما، اشتباهات و غلط های او را متذکر شدند.

جناب عبد الباقی در ادامه می گوید: «احادیث المهدی فی نظری من هذا النوع رغم بعض المسلمین کابن خلدون قد بالغ و ضعفها کلها و ردها و حکم علیها حکم قاسیا و اتهم کل هذه الروات ان المشکلت  لیست مشکلت  حدیث او حدیثین، انها مجموع من الاحادیث»؛ یعنی احادیث در باب مهدی بیش از هشتاد روایت است که صدها نفر از آقایان آن ها را نقل کرده اند و اکثر آن از کتب صحیح است؛ پس به چه دلیل این همه روایت را رد کنیم؟ آیا همه این ها فاسدند؟ اگر بخواهیم این گونه حکم کنیم، اساس دین به هم می ریزد. او در ادامه می گوید: «ثم انی لا اجد خلافاً حول ظهور المهدی او حول حاجت  العالم به انما الخلاف هو من هو؟» آن آقا چه کسی است؟ آیا الآن زنده هست یا بعد می آید؟ مخفی است یا ظاهر است؟

با تمام این مستندات و حقایق پی خواهیم برد، اصل مهدویت جزو اعتقادات مسلّمه اهل سنت نیز می باشد.

آیا اهل سنت به ولادت حضرت، همان گونه که ما اعتقاد داریم، اعتقاد دارند؟

این بخش محل اختلاف است. ما به استناد ادله متقن و روایات متعدد و مشاهدات بزرگان در زمان خود امام حسن عسکری علیه السلام و ادله دیگر معتقدیم، امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف حی و حاضرند و با اراده الهی ظهور می کنند، ولی خیلی از اهل سنت می گویند: «سیولد». بعضی نیز می گویند: ایشان متولد شده است.

مرحوم والد در کتاب «الشیعه و الرجعه» عنوانی به نام «المعترفون بولادت  المهدی من علماء العامه» دارند. در آن جا به نقل از «کشف الاستار» مرحوم نوری اسم چهل نفر که معتقدند، امام عصر به دنیا آمده است را ذکر می کند و بیست مورد را هم پدرم اضافه کرده است. لذا اصل مهدویت مورد قبول همه مذاهب اسلامی، بلکه همه ادیان می باشد، هر چند برخی از آن ها در تولد آن حضرت دچار اختلاف گویی شده اند.

سخن پایانی!

هرچه درباره امام مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف کار کنیم کم است. من اشاره کردم که مراجع و بزرگان ما، سایه حضرت مهدی اند؛ از این رو باید اصل را بشناسیم و به مردم معرفی کنیم، که پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم فرمود: «من مات لا یعرف …مامه مات میتت  جاهلیت »؛ الکافی، 1/377 نکند به مرگ جاهلیت بمیریم!

حال که فرهنگ مهدویت مورد اقبال جهانیان است، باید از این فرصت استفاده نموده و این فرهنگ را در سطوح مختلف مطرح کنیم. رسانه ها نیز باید این جهت گیری را داشته باشند و در تولیدات خود فرهنگ مهدویت را مطرح کنند!

الآن وهابیون فیلم دفاع از معاویه را ساخته اند؛ معاویه ای که اهل سنت نیز او را قبول ندارد. در عین حال نواصب عربستان و کویت میلیاردها دلار خرج می کنند تا چنین شخص منفوری را مطرح کنند!

برگرفته از سایت حوزه علیمه قم
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۲:۱۷
عبد من عبید محمد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۸ ، ۱۹:۰۷
عبد من عبید محمد

حاج آقا قرائتی
.
اگر در اینجا پسرِ من حضور داشت
و شش بار من او را صدا بزنم ؛
که آقازاده با شما هستم و او در این شش بار جواب من را ندهد، :شما نمی گویید .
چه پسر بی ادبی ⁉️
حال اگر کسی که صدای اذان را بشنود دوبار حی علی الصلوه،
دوبار دیگر حی علی الفلاح
و بار دیگر حی علی خیرالعمل به او گفته شود
و همچنان نسبت به اقامه نماز بی اهمیت باشد
*این شخص بی ادب نیست؟*

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۸ ، ۲۱:۰۶
عبد من عبید محمد


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۸ ، ۱۶:۴۲
عبد من عبید محمد

👌به آمریکا حق بدین👇👇

👈 اسرائیل را تو منطقه ایجاد می کنه و سپاه دورش موشک می چینه



👈 پهپادهای فوق مدرن به منطقه می فرسته و سپاه هک میکنه و غنیمت میگیره


👈داعش به منطقه می فرسته و سپاه نابودش می کنه



👈 نظامیاش که توی دنیا هیچ کس جرات نداره بهشون نگاه چپ بکنه را سپاه دستگیر می کنه و اشک شونو در میاره


👈 دلشو به یه عده بمب گذار تروریست خوش می کنه که امنیت ایران رو خراب کنن، سپاه با موشک کولونی شونو تو عراق و سوریه میزنه



👈 دلشو به آمد نیوز خوش میکنه، که ییهو می بینه اطلاعات سپاه، مستند ایستگاه پایانی دروغ رو آورد روی آنتن و حیثیت همه ی سرمایه های آمریکا را برد و انداخت شون به جون هم...

🤗 قبول کنید دیگه چاره ای نداشت جز اینکه بگه سپاه سازمان تروریستیه، آخه فقط همین یه گزینه سالم روی میزش مونده بود.
👈افتخارم این هست که
👈من،هم،یک سپاهی،هستم

مرگ بر آمریکای جنایتکار+ مرگ بر اسرائیل

کانال شهدا شرمنده ایم

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۸ ، ۱۸:۲۸
عبد من عبید محمد

ماه میلاد سه پرچم دار عشق

دلبر و دلداده و دلدار عشق

ماه میلاد سه ماه عالمین

سید سجاد و عباس و حسین

(علیهم السلام)





۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۸ ، ۲۳:۲۰
عبد من عبید محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ مَا أَرْسَلْنَکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ(107)


در آیه مورد بحث به رحمت عامه وجود پیامبر ص اشاره کرده مى ‏گوید:" ما تو را جز براى رحمت جهانیان نفرستادیم" (و ما أرسلناک إلا رحمة للعالمین‏).

عموم مردم دنیا اعم از مؤمن و کافر همه مرهون رحمت تو هستند، چرا که نشر آئینى را به عهده گرفتى که سبب نجات همگان است، حال اگر گروهى از آن استفاده کردند و گروهى نکردند این مربوط به خودشان است و تاثیرى بر عمومى بودن رحمت نمى‏ گذارد.

این درست به آن مى ‏ماند که بیمارستان مجهزى براى درمان همه دردها با پزشکان ماهر و انواع داروها تاسیس کنند، و درهاى آن را به روى همه مردم بدون تفاوت بگشایند، آیا این وسیله رحمت براى همه افراد آن اجتماع نیست؟ حال اگر بعضى از بیماران لجوج خودشان از قبول این فیض عام امتناع کنند تاثیرى در عمومى بودن آن نخواهد داشت.

و به تعبیر دیگر رحمت بودن وجود پیامبر براى همه جهانیان جنبه مقتضى و فاعلیت فاعل دارد و مسلما فعلیت نتیجه، بستگى به قابلیت قابل نیز دارد.

تعبیر به" عالمین" (جهانیان) آن چنان مفهوم وسیعى دارد که تمام انسانها را در تمام اعصار و قرون شامل مى ‏شود و لذا این آیه را اشاره‏ اى بر خاتمیت پیامبر اسلام مى ‏دانند، چرا که وجودش براى همه انسانها آینده تا پایان جهان رحمت‏ است و رهبر و پیشوا و مقتدا، حتى این رحمت، از یک نظر شامل فرشتگان هم مى‏ شود:

حدیث جالبى در اینجا نقل شده که این عمومیت را تایید مى ‏کند حدیث این است هنگامى که این آیه نازل شد پیامبر از جبرئیل پرسید"

هل اصابک من هذه الرحمة شى‏ء

"" آیا چیزى از این رحمت عائد تو شد"؟

جبرئیل در پاسخ عرض کرد"

نعم، انى کنت اخشى عاقبة الامر، فامنت بک، لما اثنى الله على بقوله‏ عند ذی العرش مکین‏

":" من از پایان کار خویش بیمناک بودم، اما بخاطر آیه‏اى که در قرآن بر تو نازل شد از وضع خود مطمئن شدم آنجا که خداوند مرا با این جمله مدح کرده‏ ذی قوة عند ذی العرش مکین‏:

جبرئیل نزد خداوند خالق عرش بلند مقام و بلند مرتبه است" «1» به هر حال در دنیاى امروز که فساد و تباهى و ظلم و بیدادگرى از در و دیوار آن مى ‏بارد، آتش جنگها در هر سو شعله‏ ور است، و چنگال زورمندان بیدادگر حلقوم مستضعفان مظلوم را مى‏ فشارد، در دنیایى که جهل و فساد اخلاق و خیانت و ظلم و استبداد و تبعیض هزار گونه نابسامانى آفریده، آرى در چنین جهانى مفهوم" رحمة للعالمین" بودن پیامبر از هر زمانى آشکارتر است، چه رحمتى از این بالاتر که برنامه ‏اى آورده که عمل به آن نقطه پایانى است بر همه این ناکامیها و بدبختیها و سیه‏ روزیها، آرى او و دستوراتش، برنامه و اخلاقش همه رحمت است رحمتى براى همگان و تداوم این رحمت سرانجامش حکومت صالحان با ایمان بر تمام معموره زمین خواهد بود.


تفسیر نمونه، ج‏13، ص: 527

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۸ ، ۱۷:۵۷
عبد من عبید محمد